|
ايالات متحده از بسيارى جهات به وسيله تجربيات پيش آهنگان اوليه به وجود آمده است. موج جمعيت به طرف غرب، يك قسمت از فرهنگ جديد آمريكا است و افراد زيادى از اشخاصى كه اوائل در اين كشور مسكن گزيدند و فعاليتشان شامل چالش هاى قهرمانانه براى كنار آمدن با وضعيت زمين بوده است هنوز در قيد حيات به سر مى برند.
امروزه پيشگامى مرزى آمريكايى تا حد بسيار زيادى از بين رفته است. با اينكه به نظر مى آيد كه انسانها تكنولوژى زندگى كردن در هر جاى كره زمين را دارند، آن مناطق از ايالات متحده كه سكونت در آن تا حدى احتياج به كوشش بدنى و دست و پنجه نرم كردن با وضع اقتصادى دارد، پيش از اين كنار گذاشته شده اند.
سرزمين هاى شمالى كه در جهت جنوب تا ايالت هاى شمالى گريت ليك و از جمله مناطق داخلى و هم مرز كانادا وهمينطور قسمتهايى از آلاسكا را شامل مى شود، ( نقشه۱۵ ١۹ كيلو بايت) به طور پراكنده داراى سكنه است. طبيعت خشن محيط طبيعى بعلاوه كمى جمعيت، به سرزمين هاى شمالى حالت بخصوصى داده است.
يك محيط خشن
اگر از آمريكائيان سؤال شود كه آنها چگونه سرزمين هاى شمالى را توصيف مى كنند، به احتمال زياد صفت "سرد" از همه بيشتر استفاده خواهد شد. ميانگين دماى هوا در ژانويه از ۷ درجه سانتى گراد زير صفر در بخشى كه در امتداد رودخانه هاى بزرگ جنوبى گريت ليك تا ۴۰ درجه سانتى گراد زير صفر در قسمت هايى از آلاسكا متغير است. دماى هوا مى تواند به ۶۰ درجه سانتى گراد زير صفر هم برسد.
نه تنها دماى هوا در زمستان در بيشتر نقاط اين منطقه بسيار پائين است، بلكه زمستانها هم بسيار طولانى هستند. ميانگين زمان از آخرين روز يخ بندان در بهار تا پائيز تقريبأ در قسمت جنوبى ۱۲۵ روز است ولى در امتداد قسمت هايى از اقيانوس قطب شمال مدت كمى بيشتر از ۱۴ روز است. بدليل اينكه تقريبأ تمام محصولات غذايى براى روييدن احتياج به فصل رشد بيشتر از ۹۰ روز دارند، فقط در قسمت كوچكى از بخش جنوبى كاشتن آنها امكان پذير است. تابستان ها معمولأ كوتاه و خنك هستند و روزهاى گرم تعجب آورى نيز دارند. دماى آب فقط در پيرامون رودخانه و بيشتر در قسمت غرب و شرق متعادل است.
تغييرات فصلى شديد دماى هوا در نتيجه تغيير شديد در مدت زمان روز و زاويه اشعه آفتاب بوجود مى آيند. همانطور كه زمين مسير سالانه خود را به دور خورشيد طى مى كند، قطب شمال در طول زمانى كه در آمريكا تابستان است به طرف خورشيد كج مى شود و در زمستان از آن دور مى شود. به همين دليل تمام مناطق شمالى دايره قطب شمال براى حداقل يك روز در وسط تابستان كاملأ تاريك هستند و يك زمان ۲۴ ساعته را بدون طلوع آفتاب در وسط تابستان مى گذرانند. به علاوه در طول زمستان، آفتاب در هنگام طلوع در افق بسيار پائين مى ماند و حتى بخش هاى جنوبى فقط ۶ يا ۷ ساعت در طول زمستان نور آفتاب بر آنها مى تابد.
بارندگى در قسمت هاى مختلف سرزمين هاى شمالى بسيار متفاوت است. بالاترين حد آن در دورترين نقطه هاى جنوب شرقى است كه در آنجا سيستم طوفان هم در تابستان و هم در زمستان، در سال بيش از ۱۰۰ سانتى متر بارندگى ايجاد مى كند كه در امتداد سواحل جنوبى لابرادور Labrador است.
با وجود كمى بارندگى، فقط قسمت كوچكى از سرزمين هاى شمالى نمايانگر يك محيط خشك هستند. در اصل، در تابستان، بيشتر منطقه پوشيده از آب بى حركت است. اين موضوع تا حدى به دليل مقدار كم بخار آب و بوجود آمدن بخار آب در اين هواى سرد است. در قسمتهاى شمالى منطقه، آب بى حركت بوسيله وجود گسترده لايه منجمد دائمى اعماق زمين كه معمولأ در حدود ۱۰۰ متر قطر دارد و بعضى اوقات تا ۳۰۰ متر هم به طرف پائين ادامه پيدا مى كند، در جاى خود باقى مى ماند. در بخش هاى گرمتر لايه منجمد دائمى اعماق زمين يك پارچه نيست و زمين و خاك يخ نزده با هم آميخته اند. همينطور كه لايه بيرونى در طول تابستان هاى كوتاه آب شده و به قطر تقريبأ يك متر مى رسد، آب به وسيله لايه يخ زده زير آن در سطح زمين مانده و باعث بوجود آمدن سطح متغير و ناپايدارى مى شود.
ساختمان سازى بر روى لايه هاى منجمد دائمى اعماق زمين مشكل است. ساختمان ها بايد براى استحكام بر روى ستون هايى كه در اعماق لايه منجمد دائمى زير زمين فرو رفته اند ساخته شود. جاده ها مى بايست هر سال به طور گسترده اى تعمير شوند تا بتوانند تا حدى به جاده هاى صاف شباهت داشته باشند. قسمت زيرين بيشتر مناطق آلاسكا محتوى لايه منجمد دائمى پيوسته و منقطع است.
با اينكه، انواع مختلف زمين در محل هاى مختلف محلى يافت مى شوند، مساحت سرزمين هاى شمالى صاف و هموار و يا كمى لغزنده نيست. زمين سراشيبى در آلاسكا، براى مثال دشت ساحلى مسطح و پهناور است.
خاك سرزمين هاى شمالى انواع مختلفى دارند اما معمولأ اسيدى هستند. آب آنها به خوبى بيرون نيامده است و روى هم رفته براى كشاورزى كيفيت پائينى دارند. خاك هاى قسمت جنوبى اين منطقه از نوع بورالف Boralf يا اسپودوسول Spodosol هستند كه معمولأ در مناطق سرد كه محيط جنگلى برگ هاى سوزنى دارند يافت مى شوند. در شمال، دشت هاى بى درخت پوشيده از گلسنگ كه آب خاك آنها معمولأ يخ زده و يا اشباع شده است، بيشتر ناحيه را فراگرفته اند. زمين حاصل خير فقط در دره هاى رودخانه هاى قديمى و بعضى از درياچه هايى كه از رسوبات و گياهان پوسيده پر شده است يافت مى شود.
بيشتر مناطق سرزمين هاى شمال را مى توان به دو ناحيه گياهى متفاوت تقسيم كرد. جنگلهاى درختان كاج كه جنگلهاى شمالى و يا تايگا Taiga خوانده مى شوند در قوس جنوبى اين منطقه يافت مى شوند. درختان صنوبر، كاج ميلاد، كاج و تاماراك Tamarack، به طور منظم صدها هزار كيلومتر مربع را مى پوشانند و زمانى كه از آسمان ديده مى شوند مانند توده اى تيره و تاريك هستند كه سطح زمين را مى پوشانند. اين درختان بسيار كند رشد مى كنند و هيچ زمان بلند نمى شوند. و تعداد و ارتفاع آنها از جنوب به شمال در سرتاسر تايگا كاهش يابد. در اطراف گريت ليكز، مخلوطى از درختان كاج و سخت چوب محيط را احاطه كرده اند.
بعد از رد شدن از قسمت جنوبى خليج هودسون بعد از رفتن به طرف شمال غربى به دهانه رودخانه مكنزى و سرتاسر كناره شمالى آلاسكا، با خط درختان، كه خط موقتى بين تايگا و دشت هاى بى درخت پوشيده از گلسنگ در سرزمين هاى شمالى است، مواجه مى شويد. در قسمت شمال آن، وضعيت هوا براى رشد گياهانى مانند درختان بسيار خشن است. دور تر، دشت هاى بى درخت پوشيده از گلسنگ، علف، خزه و بوته وجود دارند.
توده يخ زده بزرگ قطب شمالى كه مساحتى را به عرضه ۴/۸ ميليون كيلومتر مربع احاطه كرده است، يك لايه نازك (معمولأ با قطر ۳ تا ۵ متر) و ناهموار از يخ شناور تقريبأ بدون نمك در اقيانوس قطب شمال است. اين لايه به اندازه تمام آب هاى شيرين رودخانه هاى دنيا در خود آب دارد. در زمستان به طرف جنوب گسترش مى يابد و شمال آلاسكا را مى پوشاند. آب شدن اين لايه در تابستان براى مدت كوتاهى اين منطقه را آزاد مى كند.
لايه هاى يخ، آمد و رفت در اقيانوس منجمد شمالى را به يك دوران كوتاه و معمولأ گيج كننده در تابستان محدود مى كند. بازگشت زودتر از موقع يخ، بعضى اوقات جلوى حركت كشتى ها (و نهنگ هايى كه در طول تابستان به اقيانوس قطب شمال مهاجرت مى كنند) را مى بندد و به آنها اجازه نمى دهد كه به آبهاى آزاد جنوبى دست رسى داشته باشند. لايه هاى يخ همينطور تأثير متعادل كننده اقيانوس قطب شمال بر روى آب و هواى سرزمين هاى شمال كاهش مى دهد.
اشتغال انسانى
جمعيت هاى پراكنده و كوچك با تراكم جمعيت در امتداد بخش هاى جنوبى، تقريبأ در تمام نواحى سرزمين هاى شمالى مسكن گزيده اند. سرخ پوستان، متى ها Meti و اينيوت ها Inuit (اسكيموها) در بيشتر نواحى شمال ايالات متحده در اكثريت بسر مى برند. اينيوت ها اكثريت جمعيت در بيشتر نواحى قطب شمال هستند. سرخ پوستان معمولأ بيشتر در مناطق جنگلى شمالى ديده مى شوند. متى ها نژادى هستند كه در نتيجه ازدواج زنهاى سرخ پوست با مردان سفيد پوست در دوران اوليه تجارت پوست مهاجران اروپايى، در تايگا، بوجود آمده اند.
ورود اروپايى ها به سرزمين هاى شمالى فرهنگ سنتى اينيوت ها و سرخ پوستان را تا حد زيادى به نابودى كشيد. بازرگانان پوست، در اول بسيارى از پوست هاى خام را از سرخ پوستان تايگا مى گرفتند و در نتيجه اين كار اجناس اروپايى وارد اقتصاد سرخ پوستان گرديد. در محل هاى كه شكار و ماهيگيرى، هنوز انجام مى گيرد، معمولأ از قايق موتورى، تفنگ، و اتومبيل مخصوص حركت در برف به جاى قايق Kayak، كمان و سورتمه استفاده مى شود. اما بيشتر سرخ پوستان و اينيوت هاى سرزمين هاى شمالى ديگر از طريق شكار و يا ماهيگيرى زندگى خود را نمى گذرانند. تعداد زيادى از آنها به شهرها نقل مكان كرده اند و بسيارى از مناطق شهرى سرزمين هاى شمالى امروزه جمعيت زيادى از مردمان بومى را در خود جاى داده اند.
سرزمين هاى شمال براى اروپاييانى كه به آمريكا آمدند زياد قابل توجه نبود. مهاجرت آنها به سرزمين هاى شمالى بيشتر به دلايل نظامى و يا استخراجى صورت مى گرفت. جهانگردان فرانسوى، شكارچيان و بازرگانان پوست، از اواسط قرن هفدهم قايق هاى خود را به فراسوى مراكز مسكونى و كشاورزى در امتداد قسمت تحتانى رودخانه سن لورنس St. Lawrence سوق دادند و با اين كار كنترل اساسى فرانسه را در سراسر گريت ليكز توسعه دادند. شركت هادسون بى Hudson Bay يك شركت قديمى تجارت پوست، در حاشيه خليج هادسون در كانادا تشكيل شد و بعد به طرف جنوب و غرب توسعه يافت و با اين كار از پيشرفت فرانسويان به طرف غرب جلوگيرى كرد. تا اوايل قرن هجدهم، شركت هادسون بى، كه از طرف دولت بريتانيا حق انحصارى تجارت در آن منطقه را دريافت كرده بود، سراسر جنگل هاى شمالى، كه از طرف غرب هادسون به كوه هاى راكى ميرسيد را در كنترل خود داشت و نفوذ خود را در قطب شمال همواره گسترش مى داد. اين امپراتورى وسيع، فقط تعداد كمى از مهاجران را كه در مناطق پراكنده ساكن شده بودند با خود به همراه آورد.
جهانگردان و شركت هادسون بى براى رفت و آمد و انتقال اجناس از درياچه ها و رودخانه هاى كثير منطقه استفاده مى كردند و در ميسر راه آب برجهاى كنترل كوچكى را تاسيس كردند. در محل هايى كه جويبارهاى مهم وارد رودخانه مى شدند، محلهايى كه جويبار ها تمام مى شدند و محلهاى باركشى روى خشكى وجود داشتند و يا در محل آبشارها، كشتى ها مى بايست بار خود را خالى كنند و اجناس خود را به درون كشتى هاى ديگر بگذارند؛ اين نوع محلها، كنترل مؤثرى را براى تمام سيستم آبى فراهم كردند. جاى بسيارى از برجهاى قديمى فرانسويان را امروزه مراكز شهرى مهم شامل، شيكاگو، ديترويت و پيتسبورگ پر كرده اند.
جنگلهاى شمالى نيمه جنوبى سرزمين هاى شمالى، بزرگترين منطقه جنگلهاى دست نخورده باقى مانده در شمال آمريكا را در بر مى گيرند. فقط اخيرأ، صنايع چوب برى، خمير كاغذ و كاغذ سازى شروع به دستيابى به گوشه هايى از اين جنگل پهناور كرده اند. منطقه فوقانى گريت ليكز به طور گسترده در اواخر سده ۱۸۰۰ و اوايل قرن بيستم به زمين باير تبديل شد. بدليل آنكه احياى جنگل ها در آن زمان به ندرت انجام مى شد و بدليل آنكه آب و هواى سرد جنگلهاى شمالى رويش دوباره را كند مى كرد، فقط در حال حاضر است كه بيشتر اين ناحيه رو به ترميم و بازگشت به حالت اوليه است.
قسمتى از سرزمين هاى شمالى كه در منطقه فوقانى گريت ليكز است، منبع اصلى معادن آهن و منبع قابل توجهى از مس است. صنعت نفت خام زمين هاى شيب دار شمال آلاسكا، به تازگى، با استخراج ۲۵ درصد از كل توليدات كشور، به تامين انرژى آمريكا كمك شايانى كرده است.
مانند صنعت قطع درخت براى توليد الوار و تخته، مناطق كناره اى سرزمين هاى شمالى به اولين حوزه هاى استخراج معادن تبديل شدند. محدوده مسابى Mesabi در شمال مينه سوتا، ناحيه اى بهم پيوسته، همراه با مناطق مجاور در مينه سوتا، ويسكانسين و ميشيگان در اواخر قرن نوزده به منبع اصلى صنعت استخراج آهن تبديل شد. ميلياردها تن سنگ معدن فلزات از طريق خط راه آهن به بنادر ليك سوپريور Lake Superiors فرستاده شدند و در آنجا توسط قايق هاى بزرگ مخصوص به بنادر شمال شرقى اوهايو حمل شدند، تا از طريق خط آهن به كارخانجات ذوب آهن و فولاد سازى در منطقه پيتسبورگ – يانگزتاون منتقل گردد. امروزه بيشتر سنگ خام فلزات به كارخانجات جديد و مجهز آهن و فولاد در جنوبى ترين قسمت درياچه ميشيگان فرستاده مى شود. راه ارتباطى دو درياچه در سالت سنت مارى Sault Sainte Marie كه درياچه سوپريور را به بقيه گريت ليكز متصل مى كند، يكى از پر رفت و آمد ترين مناطق در جهان به شمار مى رود و دليل اصلى آن هم حمل و نقل اين سنگ معدن فلزات است.
بيشتر سنگهاى خام آهن با كيفيت بالا در ناحيه معادن سوپرير ليك به پايان رسيده اند. سنگهاى آهن با كيفيت پائين تر كه سنگ چخماق داراى آهن كم يا تكونايت taconite ناميده ميشوند و به مقدار خيلى زيادى در منطقه يافت ميشود، مورد توجه قرار گرفته است. آهن موجود در اين سنگهاى چخماق، در مقايسه با سنگهاى غنى تر كه احتمالا محتوى دو برابر آهن ميباشند، فقط در حدود ۳۰ درصد است و اين مقدار با در نظر گرفتن هزينه حمل و نقل آن به قسمت پائينى گريت ليكز براى غنى سازى، بيش از حد گران تمام ميشود. از اين جهت، سنگ آهن به پودر تبديل ميشود و ميزان زيادى از سنگهاى آن خارج شده و ماده باقى مانده را به صورت بسته هاى فشرده شده اى كه حاوى مقادير بيشتر آهن ميباشد حمل ميكنند و به اين صورت هزينه حمل و نقل آن در مقايسه با حمل سنگهاى چخماق بسيار كاهش مى يابد.
هزينه حمل و نقل سنگهاى آهن با كيفيت پائين مسئله اصلى در انتخاب محل ساختن بسيارى از كارخانه هاى ذوب آهن است، زيرا ميبايست به جاى آنكه نزديك به محل فروش آن باشند، نزديك به منبع تأمين آن باشند. براى مثال مس كه معمولا به ميزان ١ درصد در سنگ معدن آن وجود دارد و به ندرت ميزان آن به ۵ درصد ميرسد، فلزى است كه تقريبا تمام كارخانه جات خالص سازى آن در نزديكى معادنش قرار گرفته اند. ذوب و خالص سازى سنگ آهن اساسى ترين شغل در كارخانه براى كارگران در سرزمينهاى شمالى محسوب ميشود و در بعضى از شهرهاى بزرگ آن دودهاى كارخانه جات ذوب آهن يكى از حقايق منظره آسمان اين شهرهاست.
ايالت متحده زمينهاى نفتى سرزمينهاى شيب دار شمالى در آلاسكا را به سرعت گسترش داده است. بعضى از توليد كنندگان نفت تا بيش از يك ميليارد دلار فقط براى حق جستجو براى نفت در اين منطقه پرداخت كرده اند.
حمل و نقل نفت خام اساسى ترين مسئله در بهره بردارى از سرزمينهاى شيب دار شمالى بوده است. ساختن يك خط لوله نفتى ۸ ميليارد دلار هزينه برده است. اين خط كه از مركز آلاسكا گذشته است و تا بندر ولدز در اقيانوس آرام كشيده شده، سرانجام در سال ١۹۹۷ به پايان رسيد و مورد بهره بردارى قرار گرفت.
جمعيت محدود سرزمينهاى شمالى و مخصوصا عدم وجود شهرها به اين معنى است كه حتى ساختن جاده هاى حمل و نقل با هزينه كم در مقام مقايسه بندرت مورد استفاده قرار ميگيرند. فقط بزرگراه آلاسكا و بعضى از انشعابات آن از قسمتهاى غربى منطقه عبور ميكنند.
اگر چه در بيشتر قسمتهاى اين منطقه هواپيماهاى سبك و خلبانان آن تنها راه رفت و آمد در دسترس محسوب ميشوند. در كنار اين پرواز هاى باربرى، در شمال، خطوط هوائى نسبتا فشرده اى وجود دارند.
اگر چه جمعيت كل منطقه زياد نيست، اكثريت مردم در سرزمينهاى شمالى در شهرها بزرگ، شهرهاى كوچك و روستاها زندگى ميكنند. صنعت كشاورزى كه در مناطق ديگر تأمين كننده اصلى اقتصادى در آبادى هاى جدا از هم محسوب ميشود، در اين تنها فقط اهميت محلى دارد. تقريبا تمام شهرهاى بزرگ بر محور يك فعاليت اقتصادى منفرد شكل گرفته اند و براى مثال در دولات Duluth جنوبى و مينه سوتا حمل و نقل صنعت اصلى به شمار مى آيد. بيشتر شهرهاى كوچك در جنگلهاى شمالى اقتصاد متشابهى دارند.
در سرحد شمالى، توسعه اروپائيان باعث بوجود آمدن چند محل مسكونى دائمى شده است. بيشتر مردم در اين منطقه به شغلهاى گوناگون اشتغال دارند، براى مثال، براى دولت ايالات متحده و يا شركتهاى معادن و منابع كار ميكنند. جوامع سرحد شمالى بسيار دور افتاده اند و بيشتر جمعيت آنها را معمولا مردان تشكيل ميدهند و كارگران آن اكثرا هفته ها براى ديدار فاميل خود و تفريح، در خارج از آنجا بسر ميبرند. بقاى جوامع بالا، به همان گونه كه بقاى ديگر جوامعى كه تنها نكته اتكاى آنها بهره بردارى از معادن است و با تمام شدن اين منابع از بين ميروند، كوتاه ميباشد.
|