|
نهرهاى كوهستانى با آبهاى سرد و شفاف خود از روى سنگها مى لغزند و به پائين جريان مى يابند. مقصد: يك خط ساحلى ناهموار و دست نخورده، جايى كه امواج خود را به صخره هاى پوشيده از مه مى كوبند. كوهها از فاصله دور ديده مى شود؛ ارتفاعات بلند و باشكوه كه از برف پوشيده شده اند. كاجها و سروها زمين حد فاصل را سبز پوش كرده اند. هرجا شهرى باشد به نظر جديد مى رسد. اينجا ساحل شمالى آمريكا در كنار اقيانوس آرام، يا آن طور كه بيشتر معروف است اقيانوس آرام Pacific شمال غربى است ( نقشه۱۴ ۲۵ كيلو بايت)– خط ساحلى كه از شمال كاليفرنيا از طريق ساحل كانادا تا جنوب آلاسكا ادامه دارد.
يك عنصر مهم خصوصيت منطقه اى آن انزواى نسبى ساحل شمالى اقيانوس آرام از بقيه آمريكا است. كمتر از ۳ درصد جمعيت آمريكا اينجا زندگى مى كنند. قسمت هاى پرجمعيت تر منطقه، از همديگر فاصله زيادى دارند و بين آنها را زمين هاى لم يزرع يا مناطق كوهستانى گرفته است. ساكنين اين منطقه اغلب به اين انزوا با ديده اى مثبت مى نگرند و آن را يك حائل جغرافيايى در برابر بقيه دنيا مى دانند. اگر چه از نظر اقتصادى اين يك مانع محسوب مى شود. مخارج بالاى حمل و نقل روى محصولات اقيانوس آرام شمال غربى كه به بازارهاى شرقى آمريكا حمل مى شود اثر گذاشته و باعث دلسردى توليد كنندگانى مى شود كه مى خواهند در آنجا مستقر شوند.
محيط طبيعی
بالاترين حد متوسط بارندگى در ايالات متحده، در ساحل شمالى اقيانوس آرام است. حد متوسط هايى كه بالاتر از ۱۹۰ سانتى متر هستند، موضوعى طبيعى است، و حد متوسطى دو برابر اين مقدار متعلق به تپه هاى كوههاى المپيك در شمال غربى واشينگتن است. در زمستان پوشش ابر تقريبأ دائمى است.
ساحل شمالى اقيانوس آرام جايى است كه توده هاى بزرگ هواى مرطوب باعث بارندگى فراوان مى شوند. هنگامى كه اين توده هاى هوا حركت مى كنند، توسط بادهاى قوى به طرف جنوب و مشرق و به سواحل آمريكا در اقيانوس آرام رانده مى شود. يك سيستم فشار قوى كه در تابستان خارج از ساحل كاليفرنيا و در زمستان خارج از شمال غربى مكزيك قرار دارد، از نفوذ بخش بسيار مهمى از اين توده هاى هواى ساحلى به طرف جنوب جلوگيرى مى كند و باعث مى شود كه بيشتر رطوبت آنها بر ساحل شمالى اقيانوس آرام نازل شود. نزولات زمستانى در همه جا بيشتر از سطح تابستان است، اما در حاشيه جنوبى منطقه تفاوت هاى فصلى مشخص تر است. در ساحل جنوب اورگون و شمال كاليفرنيا در طى ماههاى تابستانى ژوئيه و اوت كمتر از ۱۰ سانتى متر باران مى بارد و اين تنها ۱۰ % بارانى است كه بين دسامبر و فوريه در آنجا مى بارد.
اگر چه معمولأ در اين منطقه باران زيادى نازل مى شود، قسمت هاى مهمى از آن نيمه خشك محسوب مى شوند. قسمت هايى از سرزمين هاى مرزى پاگت ساوند Puget Sound در واشينگتن سالانه تنها حدود ۶۰ سانتى متر باران دريافت مى كند. به ندرت اتفاق مى افتد كه اين باران ها تند و همراه با رعد و برق باشد؛ چيزى كه بيشتر معمول است بارانى است ملايم، سبك و تقريبأ دائمى كه مانند يك مه سنگين به نظر مى رسد. يكى از نتايج آن اين است كه اينجا اثرات آبرفتى كه براى باران هاى سنگين بسيار طبيعى است كاهش مى يابد و پوشش گياهى مى تواند حداكثر استفاده را از رطوبت موجود ببرد.
كوههاى منطقه دليل اصلى بارندگى زياد در طول ساحل و نيز تنوع آب و هوايى موجود در آن نزديكى است. هنگامى كه توده هاى هواى اقيانوس آرام از فراز زمين گذشته و به طرف شرق يا جنوب شرقى مى رود، با رشته كوههايى كه شمال اقيانوس آرام را پوشانده اند برخورد كرده و به ناچار به طرف بالا تغيير جهت مى دهند. هنگامى كه هوا به طرف بالا حركت مى كند، سرد شده و قابليت حمل رطوبت آن كاهش مى يابد و در نتيجه بارندگى اتفاق مى افتد.
در طول يك خط كمربندى كه از جنوب مركز اورگون تا جنوب شرقى بريتيش كلمبيا در كانادا امتداد دارد، پشت سلسله كوههاى ساحلى يك زمين آبشخور پست وجود دارد كه شامل دره ويلامت Willamette در اورگون و سرزمين پست پاگت ساوند Puget Sound در واشينگتن است. وقتى هوايى كه به طرف شرق مى رود در اين سرزمين هاى پست فرود مى آيد، گرم مى شود و توانايى حمل رطوبت آن افزايش مى يابد. بدان دليل كه رطوبت اضافى وارد هوا نشده، بارندگى كم است.
در شرق زمين هاى كم ارتفاع يك سلسله كوههاى ديگرى به نام كسكيد Cascade قرار گرفته كه جهت آن شمالى جنوبى است. كوه رينير Rainier در واشينگتن ۴۳۹۰ متر ارتفاع دارد و بلندى بسيارى از قلل آن بين ۲۷۵۰ تا ۳۶۵۰ متر است. بارندگى زمستانى به صورت برف است و باعث شده كه اينجا برفى ترين قسمت آمريكا باشد.
سرانجام، در گسترش شرقى ناحيه فراتر از كسكيد در داخل واشينگتن، توده هاى هوا دوباره بالا مى روند و گرم مى شوند. رطوبت كمى كه در هوا است حفظ مى شود، و بيشتر واشينگتن شرقى هر سال به طور متوسط كمتر از ۳۰ سانتى متر بارندگى دريافت مى كند.
جنوب و شمال اين سيستم كوه – دره- كوه، رشته كوهها سربر مى آورند و دره هايى كه آنها را جدا مى كنند ناپديد مى شوند. سنگين ترين مقدار بارندگى در يك باريكه واحد در طول ساحل شمالى، از جمله "پن هندل" آلاسكا كه بيشتر اوقات هوا ابرى و بارانى است، متمركز مى شود. متوسط بارندگى سالانه در طول ساحل آلاسكا و شمال و غرب پن هندل به شدت كاهش مى يابد؛ بيشتر نقاط رو به جنوب ساحلى در مركز آلاسكا هر سال به طور متوسط ۱۰۰ تا ۲۰۰ سانتى متر بارندگى دارند.
علاوه بر آوردن باران، موقعيت ساحلى منطقه باعث مى شود كه درجه حرارت معتدل باشد. تابستان ها هوا خنك است. در زمستان به نحو تعجب آورى گرم است. گرچه رطوبت به معناى آن است كه هوا آن طورها هم كه ميزان الحراره نشان مى دهد دلچسب نيست.
حركت فصلى توده هاى هوا بدان معنى است كه اغلب اوقات بادهاى شديدى در طول باريكه ساحلى مى وزد. در طول ماههاى زمستان غير عادى نيست كه در طول دوره هاى طوفانى تر بادهايى با سرعت بيش از ۱۲۵ كيلومتر بوزد. اگر چه كوههاى ساحلى نوعى حفاظ محسوب مى شود و بادها در تابستان معمولأ سرعت كمترى دارند، حتى در تابستان هم بادهاى تند مى توانند به شرق منطقه بوزند. وقتى چنين مى شود، خطر آتش سوزى تشديد مى گردد.
هنگامى كه هوا صاف باشد، جاهاى معدودى وجود دارد كه از آنجا نتوان قلل كوههاى مجاور را ديد. كوه مك كينلى در شمالى ترين نقطه منطقه با ۶۲۰۰ متر ارتفاع بلند ترين نقطه آمريكاى شمالى است. قله هاى رشته كوههاى ساحلى در اورگون ادامه پيدا مى كنند و ارتفاع آنها حدود ۱۲۰۰ متر است. در واشينگتن چند رودخانه، كه مهمترين آنها كلمبيا و چيهاليس هستند، آنها را قطع مى كنند. ارتفاع سلسله كوههاى ساحلى در واشينگتن به ندرت از ۳۰۰ متر فراتر مى رود.
كوههاى كلاماث در شمال كاليفرنيا و جنوب اورگون داراى يك توپوگرافى در هم آميخته اند. در اين سرزمين ها الگوى مشخص كمى وجود دارد. اينجا يك منطقه وحشى، خشن و خالى از سكنه است.
سرزمين هاى پست اورگون قسمتى از ساختارهاى آبشخورى است كه هنگامى بوجود آمد كه آن منطقه همزمان بالا آمدن ارتفاعات كسكيد در شرق، به زير آب فرو رفت. اين آبخشور به طرف شمال امتداد دارد و به صورت تنگه هايى است كه جزيره ونكوور كانادا را از بقيه بريتيش كلمبيا جدا مى كند، سپس از مجتمعى از جزاير گذشته كه پن هندل آلاسكا را مى پوشاند و گذرگاه داخلى شمالى را تا جونيو فراهم مى سازد.
در مسافت دورترى در داخل، ارتفاعات كسكيد از كوههاى كلاماث به طرف شمال و به داخل جنوب بريتيش كلمبيا امتداد مى يابد. قسمت جنوبى اين ارتفاعات، به صوت يك فلات بلند و آبرفتى به نظر مى رسد كه رشته قله هاى آتشفشانى آن را پوشانده است. بين كوه لاسن در كاليفرنيا (يكى از معدود كوههاى آتشفشانى در ايالات متحده كه در زمان هاى بسيار دور فعال بوده) و كوه هود در اورگون، اين قله ها در انزواى خود و بر فراز فلات هاى محيطشان شكوه بخصوصى دارند. كوههاى كسكيد در شمال خشن تر و صعب العبور تر بوده و از قديم مانعى براى حركت مردم نقاط پست پاگت ساند به طرف مشرق بوده اند. اينجا آتشفشان هاى خاموش، كه مهمترين آنها كوه رينير است جزو بلند ترين ارتفاعات و مشخص ترين قلل محسوب مى شود.
در پشت باريكه آلاسكا و كوههاى حجيم و پوشيده از يخ سنت الياس، كوهها در جنوب آلاسكا از هم جدا مى شوند. منطقه ساحلى خصوصأ در مسير شرق به غرب از ارتفاع كوههاى كوگاش و كيناى كاسته مى شود. كوههاى داخلى، كه آلاسكا رينج ناميده مى شوند، مرتفع تر و دامنه دار تر مى باشند. يك منطقه وسيع كم ارتفاع بر سر كوك اينلت در دهانه جنوبى شكافى كه تا آلاسكا رينج ادامه دارد واقع شده. در آنجا انكورج كه به سهولت مى توان گفت بزرگترين شهر آلاسكا است (با جمعيت تخمين زده شده ۲۲۶،۰۰۰ در سال ۱۹۹۳) در كنار بندرگاه بسيار خوب خود كه رابطه آسان با مركز را فراهم مى سازد واقع شده است.
جونيو Juneau پايتخت آلاسكا در زمين هاى پست ساحلى پن هندل واقع شده. تنها راه هاى ارتباطى اين شهر با بقيه كشور فقط از طريق دريا و هوا مى باشد. حداكثر مسافتى كه مى توان به وسيله اتومبيل از شهر دور شد در حدود ۱۵ كيلومتر است. اين منطقه به عنوان پايتخت در زمانى كه ثروت آلاسكا در جنگل هاى پن هندل و محل صيد ماهى هاى آزاد بود و همينطور زمانى كه دسترسى به معادن طلاى يوكان Yukon از طريق اسكاگوى Skagway در حال بررسى بود، منطقى به نظر مى رسيد. همانطور كه اقتصاد كشور تغيير كرد و منابع ديگر از اهميت بيشترى برخوردار شدند، پن هندل اهميت خود را از دست داد. فربنكسFairbanks (با جمعيت تخمين زده شده ۳۲،۳۰۰ نفر در سال ۱۹۸۹)، در مركز آلاسكا و انكورج، كه از طريق قسمت جنوبى كشور قابل دسترسى است، از نظر رشد جمعيت از جونيو پيشى گرفته است؛ در سال ۱۹۸۹ جمعيت پايتخت كمتر از ۲۹ هزار نفر بود.
از نظر تنوع گياهى در كوههاى كلامث Klamath درختان ماموت باشكوهى وجود دارد. داگلاس فرDouglas fir (گياه هميشه بهار بلندى كه در غرب قاره آمريكا مى رويد)، گياه شوكران و سرو قرمز در واشينگتن اورگون و صنوبر سيتكا Sitka در شبهه جزيره آلاسكا يافت مى شود. اين سرزمين فقط يك جنگل نيست، بلكه فضايى است مملو از درختان زيباى سر به فلك كشيده.
به جز زمين هاى پست خشكتر، جايى كه پوشش گياهى معمولى دره ويلامت علفهاى فلاتى است و پوشش سرزمين شرق كسكيد مخلوطى از علف و بته هاى صحرائى است، و بجز توندراى بالاى خط درختان، همه شمال غربى اقيانوس آرام از جنگل پوشيده است و يا قبلا چنين بوده. رطوبت بسيار زياد هوا و زمستان هاى معتدل عامل مهمى در رشد درختان است. براى مدتى طولانى محصولات جنگلى نقطه اتكاى اقتصاد منطقه بود. حتى در حال حاضر كه جنوب غربى ايالات متحده چوب مورد نياز براى تهيه كاغذ را توليد مى كند، هيچ قسمتى از كشور بيش از ساحل شمالى اقيانوس آرام چوب توليد نمى كند.
الگوى اشتغال انساني
به جز مناطق قطبى، هيچ قسمت ساحلى را اروپائيان قبل از كشف ساحل شمالى اقيانوس آرام، كشف نكردند. وايتس برينگ Vitus Bering در سال ۱۷۴۰ ساحل آلاسكا را متعلق به روسيه اعلام كرد ولى اولين بار در سال ۱۷۷۷ كاپيتان جيمز كوك James Cook ساحل آلاسكا را از اورگون تا جنوب شرقى آلاسكا از طريق دريا پيمود. در زمانى كه كاشفان مريودر لوئيس Meriwether Lewisو ويليام كلارك William Clark در سال ۱۸۰۵از طريق كسكيد به دهانه رودخانه كلمبيا رسيدند. فيلادلفيا و نيويورك كه هر كدام ۷۵،۰۰۰ نفر سكنه داشتند بر سر عنوان بزرگترين شهر كشور بودن رقابت داشتند. در اواسط دهه ۱۸۴۰، زمانى كه ساكنان جديد آمريكا مسافرت به اورگون تريل در دره ويلامت را آغاز كردند، جمعيت نيويورك به سرعت به ۵۰۰،۰۰۰ نفر نزديك مى شد.
جمعيت بومى منطقه قبل از آنكه مهاجران اروپائى وارد شوند نسبتأ زياد بود. طبيعت معتدل ذخيره غذايى زيادى را در تمام طول سال تأمين مى كرد. آهوى كوهى، انواع تمشك، ريشه گياهان، صدف خوراكى و مخصوصأ ماهى آزاد نمايانگر ذخيره غذائى بى حد و حصرى بود. آمريكائيان در نوار ساحلى متمركز شدند. آنها به گروههاى قومى زيادى تقسيم مى شدند كه هر كدام منطقه خود كه معمولأ دره ساحلى كوچكى بود را داشتند. آنها خانه هاى بزرگ و چشم گيرى از چوب سرو قرمز ساخته و با بلم هاى ساخته شده از همان نوع چوب كه داخل آن را خالى كرده بودند در دريا قايق رانى مى كردند.
سرخپوستان با ورود اروپائيان در بيشتر طول اين ساحل رو به كاهش گذاشتند. بدليل اينكه انزواى بيش از حد آنها امكان مخالفت دسته جمعى را غير ممكن مى ساخت هر يك از قبيله هاى كوچك بدون سروصدا تسليم شده و تأثير ناچيزى در مهاجرت اروپائيان گذاشتند. در حال حاضر تعداد كمى از سرخپوستان در جنوب باقى مانده اند. در منطقه شمالى جمعيت سرخپوستان يكى از گروههاى قومى بزرگ در پن هندل آلاسكا باقى مانده است.
روس ها جزو اولين اروپائيانى بودند كه آبادى هاى دائمى را در نوار ساحلى به وجود آوردند. آنها در اواخر قرن هجدهم به انگيزه جستجو براى منابع غنى كه به سادگى قابل دسترس باشند، به اين منطقه وارد شدند. اين منبع غنى خز بود و روسها مراكز بازرگانى و هيئت هايى را تشكل دادند كه در جنوب غربى آلاسكا واقع شده بودند و تا شمال و جنوب كاليفرنيا امتداد مى يافتند. اين پايگاهها هرگز از نظر مواد غذايى خود كفا نشدند و هزينه نگهدارى اين محل هاى پراكنده و در از هم معمولأ بيش از درآمد حاصله از فروش خز بود. بعد از اينكه روسها چندين بار سعى كردند كه اين مستعمره را به ايالات متحده بفروشند، سرانجام در سال ۱۸۶۷ بر قيمت نهايى ۷/۲ ميليون دلار توافق شد.
در اوائل قرن نوزدهم كمپانى هادسون بيHudson’s Bay تجارت خز خود را به حوزه رودخانه كلمبيا منتقل كرد. تا اواخر دهه ۱۸۳۰ زمانى كه ميسيونر هاى آمريكايى و مهاجران، مسافرت طولانى خود را از ميسورى از طريق اورگون تريل آغاز كردند، اين كمپانى وزنه تعيين كننده اى در تمام شمال غربى اقيانوس آرام به شمار مى آمد. بيشتر مهاجران جديد آمريكايى به دره ويلامت رفتند و با سرعت از نظر جمعيت از ساكنين معدود بريتانيايى تمام شمال غربى پيشى گرفتند.
خطوط راه آهن يكى از مهمترين دلايل رشد نهايى اورگون و واشينگتن بود در سال ۱۸۸۳ عمليات احداث خط راه آهن اقيانوس آرام شمالى Northern Pacific Railroad در سياتل Seattle به اتمام رسيد و يك دهه بعد به وسيله كمپانى گريت نورثرن Great Northern دنبال شد. اين موضوع به وابستگى شديد منطقه به محموله هاى دريايى كه از طرف دهانه جنوبى آمريكا به قسمت شرقى ايالات متحده و بازارهاى اروپايى ارسال مى شد پايان داد.
امروزه اين سرزمين وسيع همانند قسمت هاى ديگر ايالات متحده داراى ساكنين شهرنشين است. سياتل و واشينگتن و همچنين پورتلند و اورگون داراى مناطق شهرى با جمعيت بيش از يك ميليون نفر مى باشد.
سياتل از زمان توسعه در اواخر قرن نوزدهم به بعد بزرگترين شهر در ساحل شمالى اقيانوس آرام بوده است. سياتل كه به عنوان يك مركز چوب برى پايه ريزى شد، در زمانى كه به خطوط راه آهن بين قاره اى متصل شد منطقه را تحت نفوذ خود درآورد. اين شهر مركز ساختن هواپيماهاى شركت بوئينگ از دهه۱۹۲۰ بوده و همينطور بزرگترين "شهر كمپانى جهان" ناميده مى شود. ۳۵۰۰ توليد كننده ديگر اين شهر به كار توليد فراورده هاى سيمان، ظروف سراميك، وسايل ماهى گيرى، آرد، محصولات فلزى، پارچه و محصولات غذايى مشغول مى باشند.
هسته شهرى سياتل باريكه اى است كه با پوگت ساوندPuget Sound در قسمت غربى و درياچه واشينگتن در قسمت شرقى هم مرز است. اين منطقه با منظره كوهستان و آب كه به ساكنان تپه هاى زياد عرضه مى كند و همينطور مناطق شهرى با خيابان هاى پردرخت بسيار زيبا است.
پرتلند از نظر بسيارى شهر جديدى بشمار مى آيد ولى با استاندارهاى منطقه خود يك شهر قديمى محسوب مى شود. اقتصاد اين شهر به نسبت سياتل از تنوع بيشترى برخوردار است و ارتباط آن با مناطق داخلى به خاطر وجود جاده هاى زمين هاى پست كه از طرف دره رودخانه كلمبيا به طرف شرق به وجود آمده، نزديك تر است. براى مثال پرتلند يك مركز اصلى حمل و نقل غله از قسمت شرقى واشينگتن به شمار مى رود و همينطور الوار و آماده سازى مواد غذايى يكى از پايه هاى اصلى فعاليت هاى اقتصادى كارخانجات اين منطقه محسوب مى شود. پرتلند در حدود ۱۶۰ كيلومتر از ساحل امتداد يافته، عليرغم اين موضوع سياتل به خاطر اينكه قسمت پائينى رودخانه كلمبيا قابل كشتيرانى است به عنوان يك بندر دريايى با ديگر بنادر رقابت مى كند.
اقتصاد منطقه از بسيارى جهات ساختار اقتصادى ساحل شمالى اقيانوس آرام تحت تأثير شديد توليد مواد خام و جدا ماندن از بازارهاى اصلى در مناطق ديگر كشور شكل گرفته است. اين منطقه هميشه توليداتى با تقاضاى زياد داشته است كه به طور مشخص الوار و مواد غذايى مى باشد. اگر چه مخارج جابجايى توليدات باعث مى شود كه توليد كنندگان نتوانند محصولات خود را به قيمت منطقى به بازار ارائه كنند. در نتيجه قسمتهايى از بازار به منابع ديگر عرضه كننده محصولاتى كه به آنها نزديك تر بوده و مخارج جابجايى كالا براى آنها كمتر باشد روى مى آوردند و در نتيجه اكثر توليدات كشاورزى ساحل شمالى اقيانوس آرام براى بازارهاى محلى توليد مى شوند نه براى صادرات.
منطقه وسيع دره ويلامت در اورگون بزرگترين منطقه كشاورزى نزديك به منطقه ساحلى محسوب مى شود. زمين اين منطقه براى بيش از يك قرن شخم زده شده و زمينهاى كشاورزى آن حاصلخيز شناخته شده اند. قسمت وسيعى از زمين هاى كشاورزى از گياهان خشك پوشيده شده و تعداد زيادى از كشاورزان هنوز از روش آتش زدن زمين هاى خود در پائيز استفاده مى كنند و به همين دليل براى هفته هاى متمادى قسمتهاى بزرگى از اين دره از لايه اى از دود پوشيده مى شود.
لبنيات نيز كه اكثرأ براى مصرف همان منطقه توليد مى شود، بيشترين اهميت را براى كشاورزى دره ويلامت دارد. توت فرنگى شايد يكى از مهمترين محصول ويژه منطقه است. گياهان ديگرى نيز از قبيل رازانه چمن براى تخم گيرى آلبالو و نعنا نيز در آب و هواى اين دره مى رويند. حتى توليد انگور براى حمايت از صنعت شراب سازى منطقه در سالهاى اخير گسترش يافته است.
زمينهاى پست پاگت ساوند Puget Sound در واشينگتون از جمله محلهاى مهم توليد لبنيات به شمار مى آيد. در اينجا نيز محصولات تخصصى كه مهمترين آن نخود فرنگى است كشت مى شوند. اين محصول سريعأ منجمد شده و به بازارهاى سراسر آمريكا فرستاده مى شود. اين محصول سردسيرى خود را مشخصأ با آب و هواى منطقه وفق داده است.
منطقه واقع در شرق كسكيد در واشينگتون معرف نوع كشاورزى متفاوتى است. بيشتر اين منطقه كم آب است و علف و گياهان صحرايى جاى طبيعت اشرافى هميشه بهار منطقه ساحلى و كوهستانها را گرفته اند. اگر چه اين منطقه فلات كلمبيا Colombia Plateau ناميده شده اين منطقه به ميزان خيلى كمى خصوصيت مسطح بودن را كه از نام "فلات" انتظار ميرود دارا است. بيشتر اين منطقه از تپه تشكيل شده است. جاى ديگر در مركز واشينگتون منظره طبيعى بوسيله دره خشكى كه يك طرف آن عميق است قطع شده كه آنرا جويبار مى نامند. اين منطقه به حق بنه نام "كانالهاى جويبارى" ناميده شده، بدليل اينكه آتشفشانى از سطح زمين به شكل مذاب از سطح زمين سر برآورده اند و آنجا پوشيده شده از لايه عميقى از مواد مذاب آتشفشانى كه به وسيله سيل هاى ناشى از ذوب شدن يخ ها در دوران چهارم زمين شناسى سائيده شده اند.
قسمتى از فلات كلمبيا كه هم مرز با واشينگتون – اورگون است و در طول بيشتر قسمت شرقى واشينگتون به طرز قابل توجهى داراى مناطق كشاورزى است كه بدون ترديد اين قسمت مهمترين قسمت شرقى در شمال غربى اقيانوس آرام محسوب مى شود.
منطقه روستايى و تپه اى شرقى – مركزى واشينگتون كه پلوسPalouse ناميده مى شود هر ساله بين ۳۵ تا ۶۵ سانتى متر بارندگى دارد كه تقريبأ بيش از بارندگى در قسمتهاى داخلى ديگر است. گندم مهمترين محصول منطقه است كه در بهار و پائيز انواع مختلف آن كاشته مى شود. گندم معمولأ يك سال در ميان بر روى هر زمينى كاشته مى شود. در سالهاى وسطى زمين شخم زده مى شود ولى چيزى در آن كاشته نمى شود. اين نحوه كشت باعث جلو گيرى از تبخير آب زمين شده و باعث مى شود كه رطوبت خاك افزايش يابد. گندم زارهاى بزرگ پلوس به ميزان خيلى زيادى مكانيزه بوده و از توليد بالايى برخوردارند. بيشتر محصولات اين منطقه از طريق پورتلند به آسيا صادر مى شود.
در طول دهه هاى اخير آبيارى نقش اساسى را در كشاورزى اين منطقه بازى كرده است. دو منطقه اصلى آبيارى شونده به وجود آمده اند. آب جويبار هايى كه از كسكيد به طرف شرق جارى هستند براى آبيارى دره هاى نسبتأ باريك استفاده مى شود. نتيجه تبديل اين منطقه به يكى از معروف ترين مناطق كشت سيب شده است.
بر رودخانه كلمبيا در گرند كولى Grand Coulee در شمال غربى اسپوكين Spokane سدى به هدف اصلى توليد برق احداث شده است. اين سد همينطور مقادير زيادى آب براى آبيارى جنوب مركزى واشينگتون در دسترسى قرار مى دهد. بعد از اينكه در اواخر دهه ۱۹۵۰ اين آبها در دسترس قرار گرفت، زمينهاى زير كشت در منطقه به نحو قابل توجهى افزايش يافت. محصولات كشاورزى اصلى اين منطقه را چغندر قند، سيب زمينى، يونجه و لوبيا خشك تشكيل مى دهند.
واشينگتون، كاليفرنيا و اورگون مجموعأ بيش از نيمى از تمام درختان الوارى را كه در ايالات متحده بريده مى شوند تأمين مى كنند. از اين نظر واشينگتون (با مناطق دوردست جنوب ايالت جورجيا) در توليد خمير كاغذ از بقيه پيشى گرفته است. اگر چه جنگلدارى اولين صنعت اصلى در سواحل شمالى اقيانوس آرام محسوب مى شد، منابع جنگلى آن، تا قبل از قرن بيستم جنبه ملى پيدا نكرد. زمانى كه وسايل پيشرفته حمل و نقل و همينطور صدمات ناشى از بريدن بى رويه درختان جنگل در بسيارى از جنگهاى غرب دست به دست هم دادند، راه را براى بقيه منابع الوار منطقه باز كردند.
با اينكه هر قسمت، آميخته اى از درختان مخصوص خود را دارند، به جرئت مى توان گفت كه صنوبر هاى داگلاس (كه از نظر پايه ساختمانى براى خانه ها و براى كف آنها، درها و تخته هاى چند لايه بسيار مهم است) درخت اصلى چوب برى اين منطقه است. براى مثال در شمال كاليفرنيا، درختان بزرگ ردوود Redwood اهميت محلى خود را حفظ كرده اند؛ درخت هاى سرو سرخ غربى هم از ناحيه اورگون به طرف شمال به طور گسترده اى قطع مى شوند.
اندازه بزرگ بسيارى از درختان بعلاوه فاصله آنها تا مركز تجارت باعث تشويق و گسترش بهره بردارى هاى عظيم از صنعت قطع درختان مى شود. يكى از شركت هاى اصلى تخته و الوار در ايالات متحده، براى مثال، مالك ۶۹۰،۰۰۰ هكتار زمين در واشينگتن است و اين امر آن شركت را بزرگترين مالك خصوصى زمين در ايالت مى سازد. بخش مهمى از واشينگتون و بيشتر زمين هاى اورگون و شمال كاليفرنيا به دولت تعلق دارد. قطع درختان بوسيله شركتهاى خصوصى در زمين هاى دولتى نقش مهمى در توليدات كلى بازى مى كند. بازاريابى مؤثر باعث شده است توليدات تخته و الوار منطقه وارد تمام بخش هاى بازار تجارت كشور شود.
بارندگى فراوان و جغرافياى ناهموار ساحل شمالى اقيانوس آرام نيروى پتانسيل بى همتايى را در ايالات متحده براى توليد نيروى برق آبى فراهم مى كند. ۴۰ درصد نيروى پتانسيل كشور فقط در اورگون و واشينگتون قرار دارد. مخصوصأ رودخانه كلمبيا با جريان آبى بيشتر از رودخانه ميسى سى پى و دهانه ۳۰۰ مترى در طول ۱،۲۰۰ كيلومترى خود كه در مرز كانادا با آمريكا به دريا وارد مى شود، جذابيت زيادى براى توليد كنندگان انرژى دارد.
سد گرند كولى Grand Coulee كه در سال ۱۹۳۳ ساختن آن شروع شد و هنوز هم بزرگترين سد منطقه است، اولين سدى بود كه بر روى رود كلمبيا ساخته شد. تقريبأ ۱۰ سد ديگر بعد از ساختمان اين سد در پائين رود بوجود آمدند. بريتيش كلمبيا و ايالات متحده براى ساختن سه سد ديگر در كانادا كه آب را در زمان شديد بودن جريان آن ذخيره مى كند و بعد در زمان جريان خفيف آب آن را براى تضمين توليد انرژى به طور مدام، آزاد مى كند، موافقت كرده اند.
اين تحولات، برق را به نرخ ارزان دردسترس شهروندان قسمت شمال ساحل درياى اقيانوس آرام قرار داده است. در نتيجه برق ارزان، توليد كنندگانى كه از برق زيادى براى توليدات خود استفاده مى كنند را به خود جذب كرده است كه مهمترين آنها صنعت توليد و تصفيه آلومينيوم است.
جنگل دارى و ماهيگيرى زمانى امور مهم و اساسى در اقتصاد منطقه بوده اند. تعداد فراوان كشتى هاى شكار نهنگ، در اواخر قرن هجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم مجذوب آبهاى سرد شمال اقيانوس آرام شدند. شكار بيش از حد، تعداد نهنگ هاى منطقه را بسيار تقليل داده است.
ماهى آزاد، قبل از مهاجرت اروپائيان، بخش مهمى از مواد غذايى قبايل ساحلى بود و هنوز بيشتر از ماهيان ديگر در سراسر منطقه صيد مى شود. ماهى هاى آزاد در اقيانوس در سمت مخالف جريان آب حركت مى كنند تا بتوانند در آب شيرين تخم ريزى كنند. سالها پيش، تخم هاى آنها رودها را پر مى كرد و صيد آنها براى مردم در لب دريا بسيار آسان بود.
در ۵ دهه گذشته، مقدار صيد ماهى آزاد بسيار تقليل يافته است و امروزه نيمى از مقدار سابق است. بيشتر ماهيهاى آزاد از آبهاى آلاسكا صيد مى شوند. زمانى كه سدهاى ساخته شده مانع جريان آب شدند، دسترسى به بسيارى از محل هاى مناسب قديمى براى تخم ريزى را مسدود كردند بخصوص در قسمت فوقانى كلمبيا و انشعابات آن، حوضچه هاى تخم ريزى ماهى بوجود آمده است – يك سرى از مراحل تدريجى حمل آب كه به ماهيان اجازه مى دهد كه از يك سطح به سطح ديگر بپرند و بدين وسيله يك گذرگاه فرعى از كنار سد براى آنها بوجود مى آورد. اين گذرگاه ها در اطراف بعضى از سدهاى كوچك ساخته شده اند، اما اين كار براى سدهاى بزرگتر عملى نيست. در نتيجه، سراسر رود اسنيك Snake و انشعابات آن، بعلاوه تمام شاخه هاى كلمبيا در بالاى گرند كولى به روى ماهى هاى آزاد بسته اند.
آلاسكا – يك جزيره سياسی
واضح است كه ساحل جنوبى آلاسكا قسمتى از ساحل شمالى اقيانوس آرام است. اما اين بخش مى بايست تا حدى از بخش هاى ديگر متمايز شود. هيچ خط راه آهن آلاسكا را به قسمت هاى پرجمعيت تر قاره متصل نمى كند و فقط يك شاهراه طولانى، كه بخشى از آن آسفالت نشده است، ساحل جنوبى آلاسكا را از طريق داخل خاك كانادا به بقيه مناطق ايالات متحده متصل مى كند. جمعيت نوار باريكه قسمت جنوب شرقى آلاسكا، به خاطر كوههاى ساحلى، در اين ساحل باريك، كه عرض آن از چند صد متر بيشتر نيست، متمركز شده اند. اين بخش منطقه، براى ارتباط با بقيه قسمت هاى جهان به سيستم حمل و نقل هوايى و دريايى محتاج است، كه اين موضوع باعث بوجود آمدن هر چه بيشتر احساس جدايى، كه يك امر معمولى در اين منطقه است و همينطور احساس دورى بيشتر از فعاليتهاى بقيه كشور و قسمتهاى بالا كه در نتيجه كمبود و هزينه سنگين رفت و آمد بوجود آمده است، مى شود.
بسيارى از مردم بر اين باورند كه اقتصاد آلاسكا بيشتر بر روى استخراج معادن، قطع كردن درختان براى توليد تخته و الوار و ماهيگيرى استوار شده است. در اصل، دولت فدرال، مخصوصأ وزارت دفاع، كارفرماى اصلى در ايالت است. حتى توسعه عظيم صنعت نفت خام در قسمت سراشيبى شمال ايالت فقط تا حدى اين گرايش را تغيير داده ولى از بين نبرده است.
|