فصل چهار دهم - كاليفرنيا

كاليفرنيا مسكن بيش از ۱۰درصد همه آمريكايى ها، و يك عنصر اصلى ساختار فرهنگى آمريكا است. اگر چه بيش از دو سوم آمريكايى هاى بومى در ايالت محل تولد خود زندگى مى كنند، كمتر از نصف همه اهالى كاليفرنيا در اين ايالت به دنيا آمده اند. وانگهى، از سال ۱۸۵۰ تقريبأ در همه دهه ها كاليفرنيا يك مقصد مهم براى مهاجرت هاى داخلى ايالات متحده بوده است.

با استفاده از بيشترين معيارهايى كه تعريف كننده يك منطقه است، كاليفرنيا ( نقشه۳۱ ۲۴ كيلو بايت) يك واحد منفرد نيست. جمعيت كشاورزى در دره ايمپريال Imperial در جنوب شرقى آن، با جمعيت شهرى سانفرانسيسكو تفاوت بسيار دارد. صافى چشم گير دره سان خواكين San Joaquin با صعب العبور بودن رشته كوههاى سيرا نوادا Sierra Nevada در تضاد كامل است. در جنوب غربى آن صحرا هاى وسيع و در طول كرانه هاى ساحلى در شمال اين ايالت تپه هاى پوشيده از جنگل انبوه وجود دارد. پست ترين و مرتفع ترين نقاط هم جوار در ايالات متحده، دث وليDeath Valley و كوه ويتنى Whitney، به ترتيب، تقريبأ در معرض ديد همديگر قرار دارند. محيط طبيعى جالب و متنوع كاليفرنيا نقش مهمى در جلب ساكنان اين ايالت داشته است. امروزه بيشتر جمعيت اين ايالت در يك قسمت كوچك آن متمركز شده اند و دليل اين تمركز گستردگى مناطق خشن و ناهموار و فقدان گسترده آب است. در حقيقت اين قبله آمريكائيان براى فعاليت و تفريح در هواى آزاد، از نظر سطح شهر نشينى گوى سبقت را از هر ايالت ديگر ربوده است. چند عامل در اين كار دخالت دارند، اما جنبه هاى محدود كننده جغرافياى طبيعى مطمئنأ از اهميت برخوردار است.

محيط طبيعی

ساحل كاليفرنيا را رشته كوههايى طولانى پوشانده كه معمولأ در جهت شمال غرب ادامه دارند. اين كوهها جمعأ كوههاى ساحلى Coast Ranges ناميده مى شود. بيشتر آنها بسيار مرتفع نيستند- قله هاى آنها بين ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ متر ارتفاع دارد- در نتيجه فشارهاى طبقات زيرين كه با قسمت غرب آن در تماس است اين بلندى ها به شدت خم شده و دچار گسل شده اند. خطوط گسل زلزله كاليفرنيا در همان جهت ارتفاعات ساحلى يعنى به سوى شمال شرق است.

در قسمت هاى وسيعى از اين منطقه زلزله هاى كوچك پديده اى عادى به شمار مى آيد؛ بخصوص از حوزه خليج سانفرانسيسكو به طرف جنوب تا نزديكى بيكرز فيلد Bakersfield و از منطقه لس آنجلس در جهت جنوب شرقى تا دره ايمپريال.

در شرق ارتفاعات ساحلى تا فاصله زياد، دره مركزى Central Valley واقع شده است . اين دره كه بى نهايت صاف است، از شمال تا جنوب ۶۵۰ كيلومتر طول دارد. و در بعضى از جاها عرض آن به حدود ۱۵۰ كيلومتر مى رسد. دره مركزى در اصل امتداد وسيع اقيانوس آرام بوده است كه فقط در خليج سانفرانسيسكو به دريا راه داشته است. اين قسمت قبلى از دريا كه دريافت كننده مواد رسوبى حمل شده از تپه هاى غربى سيرا نواداSierra Nevada است، توسط اين مواد پر شده است. نتيجه چشم اندازى عارى از پستى و بلندى است كه از نظر فرصت هاى كشاورزى در مقياس بالا، بالقوه بسيار غنى است.

در جهت شرق دره مركزى، به تدريج بر ارتفاع سيرا نوادا افزوده شده و به شدت دچار فرسايش گرديده است. جانب شرقى كوهها، برعكس، از لحاظ ارتفاع، به شدت تغيير مى كند. اين ارتفاعات، كوههاى گسل دار هستند، كوه هاى صخره اى بزرگ كه به عنوان يك واحد سر برآورده و در سمت شرق انحناى آن خيلى شديد تر از طرف غربى آن است. زيرا ارتفاع آنها افزوده شده و گذرگاههاى كمى دارند، بلندى هاى سيرا نوادا يك مانع عمده حركت بين مركز و شمال كاليفرنيا و مناطق شرقى محسوب مى شوند.

دو چشم انداز ديگر، كه كمتر داراى خصوصيات مربوط به كاليفرنيا هستند، توپوگرافى اين ايالت را كامل مى كنند. در شمال، الگوى كوه – تپه- كوه -، شكسته مى شود و بسيارى از قسمت هاى آن عمومأ كوهستانى است. قسمت فلات داخلى، كه مستقيمأ در شمال دره مركزى قرار دارد شامل دو قله مهم آتشفشانى ايالت، مانت لسن Mount Lassen و مانت شستا Mount Shasta است. در جنوب شرقى دره مركزى، حوزه بزرگ رودخانه هاى داخلى، مركب از كوههاى كم ارتفاع همراه با زمين هاى وسيع نسبتأ هموار است.

تنوع در آب و هواى كاليفرنيا و پوشش گياهى تقريبأ به وسعت تنوع توپوگرافيك آن است. مهمترين عامل بارندگى، حركت مكرر هواى پر از رطوبت به طرف جنوب شرقى است كه از سوى اقيانوس آرام در شمال شرق مى آيد: فاصله اى در جنوب كه سيستم هاى توفانى اين توده هوا مى توانند بپيمايند، تا حد زيادى تحت تأثير يك توده مركزى با ثبات و داراى فشار زياد قرار مى گيرد كه معمولأ در خارج از ساحل غربى مكزيك يافت مى شود. اين مركز بى حركت راه حركت طوفانهايى كه از توده هواى ساحلى حاصل شده و در جهت جنوب در حركت است را مسدود كرده و اين سيستم رطوبت زا را به طرف شرق مى راند. اين جريان مسدود سازى در طول تابستان به طرف شمال و در زمستان در جهت جنوب تمايل دارد.

در نتيجه وجود اين توده هاى هوا، يك افت مشخص شمالى- جنوبى در متوسط بارندگى اتفاق مى افتد. به طور متوسط شمال بسيار مرطوب تر از جنوب است. علاوه بر آن، تابستان ها بويژه در جنوب، به نحو چشمگير تر از زمستان ها هستند در تابستان، جنوب كاليفرنيا غالبأ دوره هاى طولانى بدون بارندگى را تجربه مى كند. بدين دليل، تپه هاى پردرخت كوهستانى خشك شده و مستعد آتش سوزى مى شوند. آتش سوزى در جنگل ها، يكى ديگر از مشكلات دائمى منطقه، بيش از همه در اواخر تابستان و پائيز، يعنى در اواخر فصل طولانى بى باران اتفاق مى افتند.

ساحل شمال سانفرانسيسكو، داراى درجات حرارتى است كه در فصول مختلف، تغيير نسبتأ كمى دارد، در طول سال داراى بارندگى زيادى است و اغلب هواى آن ابرى است.

دره مركزى بسيار خشك تر از حاشيه هاى ساحلى ايالت است. بارندگى سالانه معمولأ كمتر از نصف تپه هاى غربى سلسله كوههاى ساحلى با همان عرض جغرافيايى است. براى مثال، در مندوسينو، در ساحل شمال سان فرانسيسكو به طور متوسط سالى ۹۲ سانتى متر باران مى بارد، در حاليكه در يوبا سيتى كه مستقيمأ در شرق مندوسينو در قلب دره ساكرامنتو واقع شده متوسط بارندگى سالانه تنها ۵۲ سانتى متر است. در جنوب، سان لوئيس اوبيسپو در ساحل به طور متوسط ۵۲ سانتى متر باران دارد، در حالى كه بيكرز فيلد كه دور از ساحل واقع شده، سالانه بايد تنها ۱۵ سانتى متر باران سركند.

تفاوت هاى درجه حرارت تابستان بين نقاط ساحلى و داخلى در عرض جغرافيايى يكسان نيز بهمين اندازه چشمگير است. متوسط درجه حرارت در ماه ژوئيه در سن لوئيس اوبيسپو ۱۸ درجه سانتى گراد است؛ متوسط بيكرز فيلد تقريبأ ۱۲ درجه بيشتر است حداكثر درجه حرارت روز در سان فرانسيسكو در اواخر تابستان معمولأ زير ۲۷ درجه سانتى گراد است، در حالى كه استاكتون Stockton، در ۱۰۰كيلومترى شرق آن هواى داغ بالاى ۳۸ درجه سانتى گراد را تحمل مى كند. بيشتر اين تفاوت و نتيجه اثر تعديل كننده جريان سرد اقيانوس در فاصله دورى از ساحل و وجود مه در بعد از ظهر و شب به طور معمول در طول ساحل است.

در قسمت داخلى سلسله كوههاى ساحلى و سيرا نوادا، در جنوب شرقى كاليفرنيا، يك منطقه وسيع تپه هاى خشك يا محيط صحرايى وجود دارد. در طول ماههاى آخر تابستان، اغلب بادهاى خشك به طرف غرب و ساحل مى وزد و با خود رطوبت فوق العاده كم و حرارتى را به دنبال دارد كه ممكن است از ۴۰ درجه سانتى گراد تجاوز كند. باران منطقه داخلى جنوب شرقى كاليفرنيا، سالانه به طور متوسط كمتر از ۲۰ سانتى متر است.

الگوهاى گياهى ايالت بسيار شبيه تنوع آب و هواى آن است. تقريبأ همه نقاط كم ارتفاع جنوب كاليفرنيا و نواحى شرقى سيرا نوادا و ارتفاعات كسيكيدCascade پوشيده از بوته هاى درمنه، كرئوزوت، بلوت كوتاه و ساير گياهان صحرايى و نيمه صحراى است. دره مركزى و دره هاى جنوب ارتفاعات ساحلى نسبتأ بهتر از نواحى جنوبى تر آبيارى مى شوند؛ آنها علفزارهاى پلكانى هستند. در اطراف دره مركزى و امتداد ساحل از سانتا باربارا Santa Barbara تا خليج مونته رى Monterey Bay، جنگل هاى باز و مخلوطى از بلوط و كاج وجود دارند. ساحل خليج مونته رى به طرف شمال، محل رويش درخت ماموت است كه بزرگترين درختان جهان محسوب مى شود. در ارتفاعات بالاتر در كوهستان هاى ساحلى و سير ا نوادا، جنگل هاى مخلوطى از كاج و صنوبر و در نقاط باز هم مرتفع تر سيرا نوادا جنگل هاى شوكران دامنه اى، صنوبر و از جمله سكويا وجود دارد.

رشد كاليفرنيا

شايد بزرگترين اشكال كاليفرنيا، حداقل تا چند سال اخير، محل آن در دورترين نواحى غربى ايالات متحده است، كه حدود ۳۵۰۰ كيلومتر از مهمترين مناطق عرضه و تقاضاى اقتصادى كشور فاصله دارد. اين انزواى نسبى با طبيعت بيشتر اين سرزمين كه بين سيرا نوادا و جنوب آمريكا و غرب ميانه واقع شده آميخته شده است؛ يك قسمت وسيع مملكت است، كه در قسمت حمل و نقل محلى عايدى كمى دارد.

بيش از هر چيز ديگر، آب و هوا كليد اصلى غلبه بر اشكالات ناشى از موقعيت جغرافيايى ايالت بوده است. آب و هوا هم از نظر تاريخچه اقامت در ايالت داراى اهميت است و هم از لحاظ توسعه كشاورزى آن.

سرخپوستان كاليفرنيا كه قبل از ورود اروپائيان در اين محل زندگى مى كردند از راه شكار و جمع آورى ميوه ها و دانه ها زندگى خود را مى گذراندند. براى مواد غذايى، به غذا هاى دريايى يا غلات و دانه هايى كه در جنگل ها يافت مى شد و قابل آرد كردن بود متكى بودند. قبايل بزرگ معدودى در اين ايالت وجود داشتند. در عوض، بيشتر گروهها به واحد هاى كوچك شايد ۱۰ تا ۲۰ خانواده سازمان داده شده بودند. در زمان ورود اولين اروپايى ها به آمريكا، شايد از هر ۱۰ سرخپوست يكنفر در جايى زندگى مى كرد كه بعدأ بصورت كاليفرنيا در آمد.

اگر چه كاشفين اسپانيايى در اواسط قرن شانزدهم به سرعت از سواحل كاليفرنيا گذشتند و آنرا به عنوان قسمتى از مايملك وسيع اسپانيا در آمريكاى شمالى به حساب آوردند، براى دو قرن بعد اساسأ از آن غافل بودند. زمانى كه در اواخر قرن نوزدهم در مورد توسعه متصرفات انگلستان و روسيه در قسمت غربى آمريكاى شمالى نگرانى هايى بوجود آمد ميسيونرهاى مذهبى اسپانيايى يك سلسله هيئت هايى را از سان ديه گوSan Diego تا سونوما Sonomaدر نزديكى سانفرانسيسكو مستقر كردند. به اين مهاجر نشين هاى مذهبى توسط پادگان ها (قلعه ها) و معدودى دهكده هاى سرخ پوستى (شهرك ها) بهم پيوسته بود. در چند دهه بعد، دولت هاى اسپانيا و مكزيك يك سلسله اسناد مالكيت زمين هاى بزرگ (دامداري) را به مهاجران اعطا كردند، اما هنوز هم اين ناحيه اهميت فرعى داشت. شهرها كوچك و بى رونق بود و پوست و پيه حيوانات (براى شمع سازي) مهمترين صادرات دامدارى ها بودند.

به دنبال تصرف كاليفرنيا توسط ايالت متحده در سال ۱۸۴۶، برخورد به يك رگه بزرگ طلا در تپه هاى مركزى سيرا نوادا در سال ۱۸۴۸ اولين تغيير عمده را در وضع مالى مهاجر نشين ها به وجود آورد . در عرض يك سال ۴۰،۰۰۰ نفر از راه دريا و از طريق بندرگاه سان فرانسيسكو به محل معادن وارد شده بودند. شايد به همين تعداد هم از طريق زمين آمدند. در سال ۱۸۵۰، كاليفرنيا يك ايالت بود. دوره پرهيجان و هجوم براى بدست آوردن طلا تنها چند سال دوام داشت، اما توانست انزواى ايالت نسبت به بقيه كشور را در هم شكند.

جنوب كاليفرنيا، مركز اشغال اسپانيايى ها در اين ايالت، در توسعه اوليه جمعيت آن سهمى نداشت، اما تكميل راههاى آهن در سال هاى دهه ۱۸۸۰ كه به غرب مى رفت ناگهان به زندگى ساكت اين ناحيه خاتمه داد. در كوشش براى بوجود آوردن مشترى براى خود، كمپانى هاى راه آهن تبليغات زيادى را براى جلب مهاجر نشين ها براه انداختند، به تازه واردين كمك كردند خانه و شغل بيابند و كرايه ها را پائين آوردند. در خلال اولين دوره رونق زمين در كاليفرنيا، بين سال هاى ۱۸۸۱ و ۱۸۸۷، جمعيت لوس آنجلس از ۱۰،۰۰۰ نفر به ۷۰،۰۰۰ نفر افزايش يافت.

در طول اين دوره و سالهاى بعد تعداد زيادى از محصولات كشاورزى نيز براى كشت وارد اين منطقه شد كه از جمله آنها مى توان از پرتقال اعلا، ليمو و پرتقال والنسيا، آووكادو و خرما نام برد. اين محصولات در بازارهاى شرقى طالب داشتند و در آن زمان در ايالات متحده تنها جنوب كاليفرنيا مى توانست آنها را به مقادير زياد توليد كند. تا اوايل قرن بيستم، كشاورزى بصورت ستون فقرات اقتصادى كاليفرنيا باقى مانده بود.

كشاورزى امروزه

كاليفرنيا، كه طبق بعضى از معيارها بيش از هر ايالت ديگرى زندگى در آن به صورت شهرى درآمده، در عين حال از لحاظ مجموعه درآمد كشاورزى، مقام اول را دارد و كشاورزى ترين ايالت آمريكا به حساب مى آيد. در سال ۱۹۹۸ ارزش بازار محصولات كشاورزى آمريكا به ۱۶/۶ ميليارد دلار رسيد. كشاورزى كاليفرنيا اگر چه به علت وجود محصولات ويژه خود داراى خصوصيتى متمايز است، در حقيقت اين به علت برخوردار بودن از انواع آب و هوا در منطقه و تقاضاى بازار براى جمعيت بزرگ خود است كه اين خصوصيات را يافته است.

بسيارى از محصولات ويژه آن نسبت به تنوع آب و هوا يا نوع خاك حساسيت دارند. دره هاى رشته كوههاى ساحلى كه به ساحل اقيانوس آرام ختم مى شوند، غالبأ مه گرفته هستند و از درجه حرارت ملايمى برخوردارند. سبزى هايى از قبيل كنگر فرنگى، كاهو، گل كلم، كلم فندقى تحت چنين شرايطى خوب به عمل مى آيد. انگور هاى متنوعى كه اغلب بهترين شراب هاى آمريكا را به دست مى دهند، به آب و هواى ملايم و آفتابى، از قبيل آنچه كه در دره هاى داخلى كوههاى ساحلى در اطراف سانفرانسيسكو وجود دارد نياز دارند. انگورهاى دره سان خواكين و جنوب كاليفرنيا، جايى كه درجه حرارت خيلى بيشتر است، براى مصرف سر ميز، تهيه كشمش و تهيه شراب هاى نه چندان عالى بكار مى رود. بيشتر گلهايى كه در ايالات متحده براى تهيه بذر كاشته مى شود در دره لامپوك در غرب سانتا باربارا بعمل مى آيند. پرتقال هاى درشت و ليمو تقريبأ به طور انحصارى در طول ساحل و منطقه داخلى اطراف خليج لس آنجلس بعمل مى آيد.

اهميت بسيارى از محصولات ويژه كاليفرنيا علت موفقيت خيره كننده كشاورزان اين ايالت را در رخنه به بازارهاى دور دست شرق آمريكا چندان توضيح نمى دهد. اين محصولات را مى توان، حداقل در سطحى بالا، تنها در چند نقطه معدود كشور به عمل آورد. بيشتر آنها به فصل هاى طولانى رشد نياز دارند. بنابراين در مناطقى كه تقاضا هست، رقابت محلى وجود ندارد. جنوب كاليفرنيا، به ويژه دره ايمپريال قادر است در زمستان نيز سبزى جات مختلف را به بازار عرضه كند، و اين زمانى است كه رقابت در حداقل بوده و قيمت ها به حداكثر خود رسيده اند.

اگر چه كاليفرنيا محصولات كشاورزى فراوانى توليد مى كند، هر محل بيشتر روى توليد يك يا چند محصول بخصوص تكيه مى كند، و بعضى از محصولات ويژه كاليفرنيا تنها توسط عده معدودى كشاورز حاصل مى شود. در دره سان خواكين بعضى از زمين هاى زراعتى هزارها هكتار مساحت دارند.

كشاورزى كاليفرنيا بيشتر ايالت يك بازار عظيم تقاضا براى آب به وجود آورده است. تقريبأ تمامى پنبه، چغندر قند، سبزى جات، برنج، ميوه جات، گلها و دانه هاى حاصل شده در زمين هاى آبى كاشته مى شوند. كاليفرنيا بيش از هر ايالت ديگر داراى زمين هاى آبى است. مساحت اين زمين ها به ۳/۵ ميليون هكتار مى رسد، و كشاورزان اين ايالت بيش از يك چهارم آب زراعتى كشور را به مصرف مى رسانند. زمين هاى آبى اين ايالت هر سال به طور متوسط يك متر آب "مصنوعى" دريافت مى كنند.

انتخاب نوع محصول در هر نقطه به ميزان آب مورد دسترس، و نيز نوع خاك، زه كشى، پستى و بلندى زمين و فصل رشد بستگى دارد. اما پتانسيل آبيارى اهميت اساسى دارد. با گذرى در طول دره سان خواكين مشاهده مى كنيم كه دام ها در تپه هاى سيرا در حال چرا هستند، كشاورزى ديم غلات در زمين هاى هموار تر پائين، جايى كه براى آبيارى بيش از حد بلند است رواج دارد. درختان ميوه و تاكستان هايى كه آبيارى مى شوند در خاكهاى نزديك كف دره كه بهتر زه كشى شده اند كاشته مى شوند؛ و محصولات آبى از قبيل پنبه و سبزى جات در سطح هموار كف دره كاشته مى شود.

كوهها و دره هاى شمالى در سيرا نوادا، جايى كه مزارع يا مناطق شهرى معدودى وجود دارد، حدود ۷۰ درصد بارندگى سالانه را دريافت مى كنند در حالى كه ۸۰ % آب زمين هاى آبى در جنوب كه خشك تر است، مصرف مى شود. از بين مناطق كشاورزى مهم ايالت، تنها نواحى شمال سانفرانسيسكو و چند دره ساحلى در جنوب هر سال به طور متوسط از۵۰ سانتى متر بارندگى بهره مند مى شوند.

كشاورزان مهمترين مصرف كنندگان آب هستند، اما اين شهرها بودند كه توسعه مجتمع عظيم انتقال آب ايالت را آغاز كردند. در آغاز قرن بيستم، لس آنجلس ديگر قادر نبود به آبهاى زير زمينى خود كفايت كند و در دره آونز در شرق سيرا نوادا كه حدود ۳۰۰ كيلومترى شمال شهر است، دنبال منابع ديگر آب بود. در سال ۱۹۱۳ "قنات لس آنجلس" آب را به اين شهر منتقل مى كرد. اين قنات هنوز نيمى از نيازهاى شهر را برطرف مى كند. در سال ۱۹۲۸ لس آنجلس و ده شهر ديگر جنوب كاليفرنيا، ناحيه آب منطقه اى لس آنجلس بزرگ را تشكيل دادند. تا نيازهاى آنها را به نحو مناسبى تأمين كنند. امروزه نيازهاى شش كانتى (بخش)، بيش از ۱۳۰ شهر، و نيمى از جمعيت كاليفرنيا بدين طريق تأمين مى شود.

شايد جالب ترين حادثه در تاريخچه آب ايالت در سال ۱۹۰۵ در دره ايمپريال روى داد. در سال ۱۹۰۱ شركتهاى خصوصى كانال هايى را حفر كردند كه آب را از رودخانه كلرادو به دره ايمپريال منتقل كند؛ نتيجه يك رونق ناگهانى در زمين هاى كشاورزى بود. سپس در فوريه ۱۹۰۵، رودخانه كلرادو طغيان كرد، كانالهاى آن ويران شد و آب به داخل مجراهاى آبيارى روان شد. پس از مساعى فوق العاده، در پائيز سال ۱۹۰۶ رودخانه به داخل كانالهاى آن هدايت شد اما تا آن زمان ۱۱۰ كيلومتر مربع از زمينهاى دره با " سالتون سى" Salton Sea پوشيده شد؛ جرمى كه هنوز وجود دارد و اندازه آن به علت زهكشى زمين هاى آبى در دره حفظ شده است.

در سالهاى دهه ۱۹۴۰، اداره احياى زمين هاى فدرال پروژه دره مركزى را براى بهبود وضع آبيارى در اين دره آغاز كرد. امروزه آب انتقالى از رودخانه ساكرامنتو توسط كانال دلتا- مندوتا در جهت جنوب و در طول غرب دره سان خواكين به مندوزا جريان دارد ؛ جايى كه به رودخانه سان خواكين مى ريزد. بدين طريق بيشتر جريان طبيعى رودخانه سان خواكين مى تواند براى آبيارى قسمت جنوبى دره، يعنى محل اصلى كشاورزى ايالت مورد استفاده قرار گيرد.

شهرهاى كاليفرنيا

با وجود اهميت ملى كشاورزى كاليفرنيا، جمعيت آن عمدتأ شهرى است و اين جمعيت همچنان افزايش مى يابد. بيشتر جمعيت ايالت در يكى از دو ناحيه مهم شهرى زندگى مى كنند كه مركز يكى از آنها لس آنجلس و ديگرى سانفرانسيسكو است.

رونق بازار زمين در سال هاى دهه ۱۸۸۰ باعث شد كه دهها شهر كوچك در اطراف لس آنجلس و سواحل جنوب كاليفرنيا به وجود آيد. هنگامى كه جمعيت اين شهرها افزايش يافت آنها به تدريج زمين هاى كشاورزى اطراف خود را كه بين اينها فاصله انداخته بود گرفتند.

بيشتر طول۳۰۰ كيلومتر خط ساحلى از سانتا باربارا تا سان ديه گو، اكنون توسط يك ابر شهر طولانى اشغال شده كه محل زندگى حدود ۱۵ ميليون كاليفرنيايى است. همه اين مجموعه اساسأ در قرن بيستم به وجود آمده؛ بنابر اين بسيارى از عناصر شهر هاى شرقى كه در خلال قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در چشم انداز آنجا پديد آمد در لس آنجلس وجود ندارد. از جمله اين پديده هاى غايب ساختمان هاى چهار تا پنج طبقه بدون آسانسور، انبارهايى با همين اندازه، خطوط آهن زمينى يا متروى زير زمينى است.

مهمترين انگيزه و پديده در شهرهاى بزرگ جنوبى اتومبيل شخصى بوده است. نيمى از قسمت مركز لس آنجلس، به صورت جاده يا پاركينگ، به اتومبيل اختصاص داده شده است. سيستم فشرده شاهراهها در مناطق شهرى حركت سريع در سراسر بيشتر منطقه را امكان پذير مى سازد. در منطقه لس آنجلس از لحاظ سرانه از هر نقطه ديگر ايالات متحده، اتومبيل بيشترى وجود دارد و سيستم حمل و نقل عمومى آن در حداقل است.

سرانجام آنكه لس آنجلس شهرى است بدون مركز. منطقه واحد تجارتى مركزى كه به طور سنتى مركز فعاليت هاى شهرى است، اينجا تقريبأ وجود ندارد. لس آنجلس در حقيقت تركيبى است از شهرهاى زياد كه با هم رشد كرده اند و مساحت آنها افزايش يافته است؛ چهارده شهر آن در حال حاضر، هر كدام جمعيتى بيش از صد هزار نفر دارند. فقدان منطقه تجارت مركزى تا اندازه اى نتيجه ادامه موجوديت مراكز مستقلى براى هر كدام از اين جوامع است.

اگر چه منابعى در اين منطقه وجود دارد، اهميت كلى آنها فوق العاده نيست. علاوه بر كشاورزى، توليد نفت نيز اهميت دارد. سه عدد از حوزه هاى نفتى مهم آمريكا در جنوب كاليفرنيا واقع شده اند. توسعه منابع نفتى دريايى از سال ۱۹۶۵ شروع شد. تقاضاى زياد براى فرآورده هاى نفتى، به خصوص بنزين بدان منجر شده است كه تقريبأ همه توليد كاليفرنيا در اين زمينه در محل مصرف شود.

جنوب كاليفرنيا به عنوان محل هاليوود، كه مركز صنعت فيلم آمريكا است، شهرت جهانى دارد. در اوايل دوره فيلم سازى، صحنه هاى بيرونى و نور طبيعى موضوعى عادى بود. آسمان هاى بدون ابر و دوره هاى كوتاه مدت سرما، باعث شد كه خيابان ها و مزارع آن صحنه فيلم هاى بى شمارى باشد. لس آنجلس همچنان يكى از مراكز ساخت فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى آمريكاست، اما امروزه صنعت فيلم سازى تنها نقش كوچكى در اقتصاد شهرهاى بزرگ منطقه دارد و كمتر از ۲ % كارگران در اين بخش فعاليت مى كنند.

آب و هواى مناسب و مناظر متنوع آن بخصوص در طول ساحل، از همان ابتدا باعث شد كه جنوب كاليفرنيا يكى از مراكز تفريحات هواى آزاد در كشور باشد. امروزه به اين امتيازات طبيعى بعضى از بزرگترين و بهترين تاسيسات تفريحى آمريكا نيز افزوده شده است. پارك بالبوا Balboa در سان ديه گو، با باغ وحش عالى آن، پارك تفريحى ناتس برى فارمKnott’s Berry Farm و مرينلند Marineland جزو جاذبه هاى اصلى آن هستند. ديزنى لندDisney land به يك پديده شگفت انگيز آمريكايى تبديل شده و مقصد نهايى جهانگردان بى شمارى است.

جنوب كاليفرنيا همچنين يك مقصد مهم براى اهالى آمريكاى لاتين و مهاجران آسيايى است كه وارد ايالات متحده مى شوند. از هر چهار نفر دانش آموز در ناحيه مدارس لس آنجلس بيش از يك نفر به يكى از ۱۰۴ زبان مختلف بهتر از انگليسى صحبت مى كند.

مهاجران، به خصوص آنهايى كه اخيرأ آمده اند اغلب در محلات قومى خود ساكن مى شوند. مثل توكيو يك قسمت طولانى از شهر، طراوت و چالاكى خود را دارد. مونترى Monterey پارك در دره سان گابريل، بيش از ۵۰ % آسيايى است و اهالى اين شهر آن را به آسيايى ترين شهر داخل ايالات متحده تبديل كرده اند. رستوران هاى متنوع قومى در سراسر شهر، به خصوص در محلات مخصوص اين مليت ها وجود دارد.

مع الوصف همه اينها منابع كافى براى تأمين زندگى ۱۵ ميليون نفر نيست. منابع سنگين از قبيل زغال سنگ يا سنگ آهن تقريبأ وجود ندارد. سان ديه گو داراى يك بندرگاه مناسب است. اما بندر گاه لس آنجلس، كه تمامأ مصنوعى است، در حد متوسط است.

اگر چه جنوب كاليفرنيا بسيار بيشتر از اكثر مناطق كشور از هزينه هاى دولتى بهره مند شده است. كاليفرنيا حدود ۲۰ % كل بودجه وزارت دفاع و تقريبأ ۵۰ % بودجه سازمان هوانوردى و فضايى آمريكا را جذب مى كند. سان ديه گو مقر نيروى دريايى آمريكا در ساحل غربى است و اين نيرو بزرگترين كارفرماى شهر است. براى شهرى با جمعيتى بيش از ۲ ميليون نفر، سان ديه گو تعداد نسبتأ كمى را در بخش صنعت و كارخانجات به كار گرفته است و مطمئنأ اين يكى از دلايل مهم اين موضوع است كه اين شهر ادعا مى كند يكى از سرزنده ترين شهرهاى آمريكاست. همچنين صنايع الكترونيك - كه در آن ارزش افزوده توسط سازنده در حد بالايى قرار دارد و به ويژه مهارت هاى كارگرى اهميت دارد- يكى از عوامل مهم كمك كننده به اقتصاد كاليفرنيا است.

از نظر حجم بهاى خرده فروشى لس آنجلس از نيويورك و حومه آن بالاتر و ارزش كالاهاى ساخته شده آن نيز بيشتر است. ۱۰ سال قبل سانفرانسيسكو به عنوان مركز مالى ساحل غربى شناخته شد. اين شهر از لحاظ سپرده هاى بانكى در سطح آمريكا پس از نيويورك قرار دارد. بندر هاى دوقلوى لس آنجلس و لانگ بيچ Long Beach از نظر ميزان افزايش بار دريافتى در جهان مقام اول را دارند. ارزش كالاهاى صادراتى و وارداتى دريايى آنها اكنون به راحتى بيش از بنادر نيويورك و نيو جرسى است.

در مقايسه با رقباى تازه ثروتمند شده خود در جنوب، سانفرانسيسكو خود را به عنوان شهرى قديمى و جهان وطنى مى شناسد. اين شهر مركز اصلى شمالى براى منافع اسپانيايى و مكزيكى در كاليفرنيا بود و محل اصلى تأمين احتياجات براى جويندگان طلا در كاليفرنيا به شمار مى رفت. در سال ۱۸۵۰ بزرگترين شهر در ساحل اقيانوس آرام بود، عنوانى كه تا سال ۱۹۲۰ حفظ كرد. تكميل اولين راه آهن سرتاسرى در سال ۱۸۶۹، به همراه مساحت بزرگ شهر و بندر گاه عالى آن نه تنها باعث شد كه مركز توجه آمريكائيان در غرب اين كشور قرار گيرد و رشد كند، بلكه اين شهر به عنوان مركز اصلى تجارت آمريكا با كشورهاى حوزه اقيانوس آرام درآمد. تعداد زيادى مهاجر آسيايى، بخصوص از چين، و نيز عده زيادى از خارجيان ديگر وارد اين شهر شدند. آنها مخلوطى از خصوصيات ويژه قومى را به نمايش گذاشته اند كه در نظر اول به عنوان يكى از خصوصيات بارز اين شهر شناخته مى شود.

خصيصه رومانتيك تاريخ اوليه اين شهر يكى از اجزاء مجموعه ايست كه باعث شده سانفرانسيسكو به عنوان محبوبترين شهر آمريكا شناخته شود. وضعيت جغرافيايى آن زمينه اى عالى براى يك شهر فراهم مى سازد: تپه هاى داراى سراشيبى كه مناظر عالى اقيانوس آرام يا خليج سانفرانسيسكو را در معرض ديد قرار مى دهد، به همراه آب و هوايى ملايم كه در آن از تابستان هاى گاهى داغ جنوب كاليفرنيا خبرى نيست.

شهر سانفرانسيسكو در حال حاضر محل زندگى كمتر از يك هشتم ۵/۴ ميليون نفر مردمى است كه در منطقه خليج سانفرانسيسكو زندگى مى كنند. اين شهر كه در يك شبه جزيره كوچك احاطه شده در حقيقت جمعيت خود را از دست مى دهد در حالى كه حومه هاى آن در حال گسترش است.

ناحيه خليج سانفرانسيسكو در واقع تركيبى از چندين ناحيه مختلف است، كه هر كدام خصوصيات ويژه خود را دارد. خليج شرقى از همه متنوع تر بوده و تركيبى است از دانشجويان دانشگاهى، قطعات بزرگ زمين كه ساكنان طبقه متوسط در آن سكونت داشته و بيشتر تاسيسات بندرى و صنايع سنگين منطقه واقع شده اند. منطقه سان خوزه– خليج جنوبى محل زندگى طبقات مرفه تر با خانه هاى جديد، حياط هاى زيبا و مراكز خريد محلى مهم است. در طول خليج شمالى سان خوزه سيليكان ولى واقع شده و دليل اين اسم گذارى تمركز مشاغلى است كه با تحقيقات شيميايى و الكترونيك سرو كار دارند كه وابسته به توليد قطعات كامپيوترى است. شمال پل گلدن گيت، شهرها كوچكترند، كارخانجات كمترى وجود دارند و مبارزه و تعارض بين زمين هاى كشاورزى و شهرى گاهى مشخص است. اينجا محل زندگى ثروتمندانى است كه علاقه مند هستند در مكان هاى روستايى زندگى كنند. خود شهر سانفرانسيسكو با شبكه خيابان هايى كه به طور متجانس بر روى تپه ها ساخته شده، خانه هاى به هم چسبيده قرن نوزدهم و بيستم و تنوع قومى خود، داراى جذابيتى ويژه است.

بر خلاف لس آنجلس، وجود يك مركز عمده شهرى در منطقه خليج سانفرانسيسكو تعجب آور نيست. بندر گاه عالى و آب و هواى خوب آن عوامل مهم محل هستند. از لحاظ حجم اينجا يك بندر مهم آمريكاى شمالى در اقيانوس آرام است. شبكه راه آهن و شاهراهها آن را حداقل در سطح هر شهر ساحلى غرب به شرق متصل مى سازد. درست همانطور كه ابر شهر نقطه اتصال آمريكا به اروپا است، سانفرانسيسكو نقطه اتصال اين كشور به آسيا است.