از ديويد گلدينر (1)
در زمين بسکتبال غبار آلودى در بيرون از شهر ژوهانسبورگ (2) در کشور آفريقاى جنوبی، در ماه سپتامبر گذشته، مايکل لوس سانتوس (3)، پسر 17 ساله اى از کشور آنگولا، شليک هاى متعددى را يکى بعد از ديگرى از راه دور گل کرد. بازيکن وسط نيرومند اهل نيجريه، کنچوکوو ابى (4) 15 ساله که بعد از گرفتن توپ برگشتى از حلقه نفس نفس مى زد اذعان کرد که سه ماه قبل براى اولين بار به توپ بسکتبال دست زده است. چيخ احمدو بمبا فال (5) باريک اندام گفت که اغلب دوستانش در شهر بندرى سن لوئيز (6) در کشور سنگال با پاى برهنه بسکتبال بازى مى کنند.
 Congolese girls shoot hoops in a refugee camp in Zambia. (Getty Images)
|
اين سه بازيکن بخشى از 100 استعداد جوان آفريقايى اى بودند که در اولين اردوى رشد حرفه اى ليگ حرفه اى بسکتبال (7) ايالات متحده که در اين قاره برگزار مى شد شرکت داشتند.
بازيکن سرشناس وسط، ديکمبه موتومبو (8)، که 15 سال پيش در کشور زئير گمنامى بيش نبود به اين جوانان چند حرکت اوليه آموخت و برايشان حرف هاى گرانبها و ارزشمندى زد. موتومبو که به طور دائم به وطن خود که در حال حاضر جمهورى دموکراتيک کنگو نام دارد سفر مى کند گفت، "مى خواهم بدانند که اگر خود را وادار کنند مى توانند به سطح ديگرى برسند."
موتومبو که براى تيم نيويورک نيکس (9) در ليگ حرفه اى بسکتبال بازى مى کند گفت، " ليگ حرفه اى بسکتبال در حال جهانى شدن است. در گذشته، فوتبال از همه ورزش ها پرطرفدارتر بود، اما امروز، بچه هاى جوان هر کشورى مى توانند در دو ثانيه 10 بازيکن ليگ حرفه اى بسکتبال را اسم مى برند. ليگ بايد به اين موفقيت افتخار کند."
با روياى شهرت و قراردادهاى ميليون دلارى براى بازى بسکتبال در ايالات متحده، اين 100 بازيکن از شهرستان هاى فقير آفريقاى جنوبی، شهرهاى شلوغ نيجريه، و حاشيه صحراى بزرگ آفريقا (10) به اينجا آمده اند.
آيا روياى هيچ کدام از اينها به واقعيت تبديل خواهد شد؟ شايد نه. اما صرف نظر از صندلى هاى پر از کارگزاران و ماموران استخدام ورزشی، صرف حضورشان در اين اردو نشان دهنده دامنه جهانى و رو به رشد ورزش آمريکا است. بسکتبال، بيس بال، فوتبال آمريکايی، و هاکى روى يخ هم اکنون صنايع چند ميليارد دلارى اى هستند که در چهار گوشه جهان خود را ترويج مى دهند و استعدادهاى جديد جذب مى نمايند.
خيابان دو طرفه
اين پديده خيابان دو طرفه فرهنگى خارق العاده اى است: ورزش هاى آمريکايى از طريق تلويزيون و اينترنت در سرتاسر دنيا پخش مى شوند. در عوض، در سال هاى اخير، ستاره هاى خارجى به طور بى سابقه اى به ميدان ها، زمين ها، و پيست هاى ليگ هاى حرفه اى و کالج هاى اصلى ايالات متحده هجوم آورده اند.
يارومير ياگر (11)، گل زن گوش تيم هاکى واشنگتن کاپيتالز (12)، سردسته يورش بازيکنان با استعداد اروپاى شرقى و اتحاد جماهير شوروى سابق به آمريکا است. در بيس بال، چوگان زن ماهر، سامى سوسا (13) يکى از ده ها ستاره اى است که از جمهورى دومينيکان به ليگ حرفه اى راه پيدا کرده است. ستاره هاى ژاپنى اى همچون ايشيرو سوزوکى (14) و کره اى هايى همچون چان هو پارک (15) محبوبيت اين ورزش را در سرزمين هاى کرانه اقيانوس آرام (16) بالا برده اند.
بازيکن وسط بسکتبال چينی، يائو مينگ (17)، بازيکن جلوى امتياز بگير آلمانی، درک نويتزکى (18)، و نِنِه هيلاريو (19) برزيلى همگى از زمين هاى بازى ناشناخته و دورافتاده اى سر برآورده و به ستاره هاى ليگ حرفه اى بسکتبال تبديل شده اند. ستاره هاى دوِ زن، خود را در ورزش هاى کالج مطرح نموده اند و ستاره هاى بسکتبال زن – که به واسطه محبوبيت بسکتبال زنان در کشورهايى همچون پرتغال و برزيل تشويق شده اند – به ليگ حرفه اى بسکتبال زنان شهرت بين المللى بخشيده اند.
بازيکن وسط صرب تبار، ولادى ديواک (20) که براى تيم ساکرامنتو کينگز (21) بازى مى کند، گفت، "هم اکنون بسکتبال بازى اى است براى تمام جهان."
به خاطر عشق به بازی
هميشه اين طور نبود. زمانى بود که مربيان و مامورين استخدام ورزشى آمريکايی، دگردوستان تنهايى بودند که براى عشق به بازى به ورزشکاران در کشورهاى در حال توسعه کمک مى کردند.
 Mal Whitfield was one of America's first goodwill ambassadors overseas. (AP/Wide World Photos)
|
مال ويتفيلد (22)، قهرمان دو، در بازى هاى المپيک 1948 و 1952 برنده سه مدال طلا شد. با اوج گيرى جنگ سرد، دولت ايالات متحده تصميم گرفت که ورزشکاران آمريکايى سطح جهانى را به ماموريت هاى نيکخواهى به چهار گوشه جهان اعزام کند و ويتفيلد به عنوان يکى از اين سفرا انتخاب شد.
ويتفيلد که هم اکنون 79 سال سن دارد و بازنشسته است، قسمت زيادى از چهار دهه بعدى عمر خود را صرف مسافرت به اقصى نقاط جهان و تعليم ستاره هاى دوِ جوان نمود. او حتى در کشورهايى چون کنيا، اوگاندا، و مصر تحت برنامه آمريکا ورزشِ (23) آژانس اطلاعات ايالات متحده (24) آن زمان زندگى کرده است. نتيجه حاصل شده نيکخواهى براى آمريکا بود – و مدال هاى طلاى زيادى براى ورزشکاران آفريقايی. او اسطوره هايى همچون کيپ کِينو(25)، دونده استقامت کنيا که برنده دو مدال طلا شد، و جان آکياى بوآ (26)، دونده دو با مانع اوگاندا که در سال 1972 برنده مدال طلا شد را تعليم داد.
ويتفيلد همچنين موجب شد تا موج دومى از مربيان آمريکايى همچون ران دِيويس (27) که در کشورهاى تانزانيا، موزامبيک، و جزيره مورى تيوس مربى ملى دو شد، در آفريقا آموزش دهند – و از آفريقا بياموزند.
در مصاحبه اى در سال 1996، ويتفيلد اظهار داشت، "من مفهوم ورزش را مى دانم. همه آمريکايى ها وظيفه اى دارند. از قضا، من آمريکايى سرافرازى هستم."
اين موفقيت ها، علاوه بر آوردن موجى از مدال ها براى ورزشکاران المپيک، موجب ورود سيلى از ورزشکاران کشورهاى در حال توسعه به دانشگاه هاى آمريکا شد که به طور معمول تعدادى بورسيه براى انواع رشته هاى ورزشى و حتى رشته هاى کم طرفدارترى همچون کشتی، شمشير بازی، و دو به کنار مى گذارند. اما اين روند تاثيرى بر ليگ هاى ورزش حرفه اى اصلى آمريکا که تحت کنترل ورزشکاران آمريکايى الاصل بود نگذاشت.
جاذبه يک بازيکن
در حدود دو دهه قبل، قضيه شروع به تغيير کرد. خيل عظيمى از بينندگان خارجى به تماشاى ورزش هاى حرفه اى آمريکايی، و بخصوص بسکتبال، پرداختند. نوجوانان پيراهن هاى بازيکنان مورد علاقه شان را به تن مى کردند و براى تماشاى بازى هاى زنده تا ساعات بعد از نيمه شب بيدار مى ماندند. خيلى زود، حرکات را در ميدان ها و زمين هاى خود تقليد مى کردند.
پس چه شد؟ در دو کلمه: مايکل جوردن (28)
بيش از هر ورزشکاری، جردن، ابر ستاره گيرا و جذاب تيم بسکتبال شيکاگو بولز (29)، ورزش آمريکا را به پديده اى جهانى تبديل نمود. حرکات زيبا و با وقار جردن او را در سرتاسر جهان سمبل آرمان آمريکايى قرار داد. او که در دهه 80 ميلادى شروع کرد، صدها ميليون دلار را جذب اين ورزش نمود و يکى از نام آورترين افراد جهان شد.
باب کراويتز(30)، ستون نويس روزنامه ايندياناپوليس استار (31)، در مقاله اى به مناسبت بزرگداشت بازنشستگى فصل گذشته جوردن نوشت، "مايکل موجب شد تا قضيه در تمام دنيا اهميت داشته باشد."
البته، مدت ها است که ستاره هاى آمريکايى نمادهاى فرهنگى جهانى هستند. در عرصه موسيقی، مايکل جکسون (32) و مادونا (33) ميليون ها آلبوم در سرتاسر جهان فروخته اند. در عرصه سينما، نام بازيگرانى همچون ادى مورفى (34) و ريچارد گير (35) در هر خانه اى از دهلى تا داکار شناخته شده است. اما ثمره ورزش آمريکا بيشتر از فروش پيراهن ورزشى بوده – ورزش آمريکا مجموعه قدرتمندى از استعدادهاى جديد را وارد اين عرصه کرد.
يک روز در سال 1995، نوجوان قد بلندى به نام مِى باينِر (نِنِه) هيلاريو (36) در خانه تنگ و محقر خانواده خود واقع در اطراف شهر صنعتى سا او کارلوس (37) در کشور برزيل يک بازى ليگ حرفه اى بسکتبال را در تلويزيون تماشا کرد. روز بعد، او به بازى معمول فوتبال خود نرفت و در عوض، بازى خودمانى اى در زمين موقتى که از سبدى که برروى اتومبيل داغانى در يک پارکينگ خالى نصب شده بود ترتيب داد. هيلاريو که اکنون 21 سال سن دارد، با چنان ضربه اى توپ را به داخل سبد کوبيد که حلقه را از جا کند. او در حال حاضر براى تيم دنوِر ناگتس (38) بازى مى کند.
نصف دنيا آنطرف تر، موآدى مابيکا (39) ساعت ها مى نشست و بازى بسکتبال پسرها را روى زمين خاکى مقابل خانه اش در شهر کينشاسا (40) در جمهورى دموکراتيک کنگو تماشا مى کرد. پسرها اين دختر هشت ساله را مسخره مى کردند و مى گفتند اگر ماسه هاى سطح زمين بازى را جارو کند اجازه دارد براى پنج دقيقه توپ را شوت کند.
موآدى که در حال حاضر ستاره اى است در تيم لس آنجلس اسپارکس (41) ليگ بسکتبال حرفه اى زنان گفت، "پس زمين را جارو مى کردم، اما بعضى وقت ها توپ را به من نمى دادند."
در ورزشگاه سرپوشيده پر از دودى در شهر ورساک (42) در صربستان، نوجوان استخوانى 14 ساله اى به نام دارکو ميليچيک (43) با تيم جديدى که او را با حقوق ماهانه 100 دلار جذب کرده بود تمرين مى کرد. ناگهان، آژيرهاى حمله هوايى به صدا درآمدند و بمباران هواپيماهاى ناتو (44) براى بيرون راندن نيروهاى صرب از کسوو (45) آغاز شد. بازيکنان هراسان بازى را متوقف کرده به مربى خود که فرياد مى کشيد ادامه بدهيد چشم دوختند.
عاقبت چنين داستان هايى را براى هميشه در فهرست اسامى تيم هاى حرفه اى ثبت مى کنند. در سال 1990، 20 بازيکن خارجى در ليگ حرفه اى بسکتبال بازى مى کردند. در فصل گذشته، اين عدد 68 بود.
فوتبال آمريکايى در اروپا
فوتبال آمريکايى هم شاهد رونق بين المللى بوده، هر چند در مقياسى کوچک تر. براى مدت ها، ليگ فوتبال حرفه اى ملى (46) بازيکنان خارجى فوتبال را به عنوان شوت زن جذب مى کرد که اين بازيکنان شامل اسطوره هايى همچون مرتن اندرسون (47) از دانمارک، گرى اندرسون (48) از آفريقاى جنوبی، و اولينده مر (49) پرتغالى الاصل بود. اما بازيکنان غير آمريکايى به ندرت در ورزش هايى که بيرون از آمريکاى شمالى کمتر شناخته شده بود پيدا مى شدند.
اما وجهه بين المللى فوتبال آمريکايى از آغاز به کار ليگ اروپاى ليگ فوتبال حرفه اى ملی، که به مبتديان اروپايى امکان بازى در برابر استعدادهاى سطح پايين تر آمريکا را مى دهد، بالا کشيد. بسيارى از خارجى ها – 90 بازيکن در اين فصل وارد فهرست اسامى قبل از فصل ليگ فوتبال حرفه اى ملى شدند – پسران مهاجرهايى از کشورهايى همچون مکزيک و آفريقاى جنوبى هستند.
والدين آدويل اگونلى (50) که بومى نيجريه هستند تلاش مى کردند تا او را از بازى خشن فوتبال آمريکايى باز دارند. او اخيرا گفت، "آنها فکر مى کردند که اين ورزش وحشيانه است." اما او که در نيويورک بزرگ مى شد، اين ورزش را ادامه داد و در حال حاضر بازيکن دفاعى خط جلو در تيم ميامى دلفينز (51) است.
آنتونيو رادريگز (52) که در حال تلاش براى ورود به تيم تگزاسى هيوستن (53) است مى گويد که وقتى مى گفت در کالج فوتبال آمريکايی بازى مى کند، دوستان مکزيکى اش حرف او را باور نمى کردند. رادريگز مى گويد، "آنها فکر مى کردند... منظور من فوتبال است."
در هاکى روى يخ، بزرگترين مانع براى بازى در آمريکا همواره سياسى بود. اين ورزش در اروپاى شمالى و اروپاى شرقى و اتحاد جماهير شوروى سابق به شدت محبوبيت داشت. اما دهه ها بود که دولت هاى کمونيست از خروج بازيکن هاى ستاره از کشور جلوگيرى کرده مانع امضا قراردادهاى حرفه اى با آنها مى شدند.
وياچسلاو فتيسوف (54)، قهرمان اسبق المپيک شوروى تبار گفت، "آنها اجازه نمى دادند که مردم آزادانه بيانديشند و کارى که مى خواهند را انجام دهند. مى خواستند که مردم را کنترل کنند... ترسناک بود."
تمام اينها در اواخر دهه 80 ميلادى با فروپاشى پرده آهنين که موجب هجوم دسته جمعى بازيکنان از روسيه به آمريکا شد تغيير کرد. فتيسوف که اولى بود با تيم ديترويت رِد وينگز (55) برنده دو جام استنلى (56) [قهرمانى ليگ حرفه اى هاکی] شد. به دنبال او، بازيکنانى همچون پاول بور (57) و سرگِى زوبو (58) آمدند که در کودکى روى آب هاى منجمد شهر مسکو هاکى بازى کرده بودند.
زوبو گفت، "ليگ حرفه اى هاکى (59) را مى شناختم اما هرگز به بازى در آن فکر نمى کردم. ما به اين شکل فکر نمى کرديم." هم اکنون، بالغ بر 60 بازيکن از اتحاد جماهير شوروى سابق در ليگ حرفه اى هاکى بازى مى کنند.
بعد از روس ها، نوبت ياگر بود که سنين جوانى خود را به دوشيدن شير در مزرعه اى در جمهورى چک گذرانده بود و عدد 68 را به احترام مقاومت کشور خود در هنگام حمله شوروى در سال 1968 برگزيد. ياگر مى گويد که عدد او "مربوط به تاريخ است، در چک."
آمريکايى سازى لاتين در بيس بال
بيس بال آمريکا مجبور نبود که در آن سوى اقيانوس اطلس در پى منبع عظيمى از استعداد جديد باشد. استعدادها همانجا در جلوى چشم همه، در مزارع نيشکر و شهرهاى بدون بازده کشورهاى آمريکاى لاتين مانند ونزوئلا، پاناما، و بخصوص جمهورى دومينيکان بودند.
به مدت چند دهه، تعداد اندکى بازيکن آمريکاى لاتين – فرناندو والنزوئلا (60) پرتاب کننده مکزيکی، و خوان ماريچال (61) جادوگر توپ هاى قوسدار دمينيکان – نمونه اى از استعداد و شيرين کارى اى که در جنوب مرزها وجود داشت را به دوست داران بيس بال نشان دادند. در دهه گذشته، راه باز شد و در حال حاضر، بيشتر از يک چهارم کل بازيکنان ليگ تيم هاى حرفه اى آمريکا در خارج از مرزهاى ايالات متحده به دنيا آمده اند.
احتياج به تلويزيون و يا اينترنت نبود تا جوانان دمينيکان تبارى چون سامى سوساى چوگان زن و پدرو مارتينز (62) پرتاب کننده بيس بال بازى کنند. از بيشتر از يک قرن قبل که بيس بال به آنجا آورده شد، اين بازى بازى مورد علاقه اين جزيره بوده است.
سوسا با فروش پرتقال و واکس زدن کفش در خيابان هاى سن پدرو دِماکوريس (63) که شهر بندرى اى در نزديکى شهر سانتو دومينگو (64) و بيس بال در آن شديدا محبوبيت دارد بزرگ شد. نبرد تنگاتنگ او با مارک مک گواير (65) براى شکستن رکورد هُم ران (66) تک فصل در 1998 – که مک گواير در آن برنده شد – توجه بيشترى را به سوى استعدادهاى بى پايان موجود در جمهورى دومينيکان جلب کرد. در حال حاضر، کمابيش هر تيم ليگ حرفه اى آمريکا آموزشگاه خود را در اين جزيره دارد و ديگران کشورهاى پاناما، ونزوئلا، و آمريکاى مرکزى را در پى ستاره هاى جديد جستجو مى کنند.
کشور کوبا که از بهترين استعدادها برخوردار است مى تواند منبع غنى ترى باشد اما دولت کمونيست فيدل کاسترو (67) همچنان تلاش مى کند تا مانع از خروج ستاره ها شود. خاور دور نيز بازار قدرتمندى است و شاهد آن ستاره هاى ژاپنى و حتى کره اى اى هستند که دسته جمعى به آمريکا مى آيند تا جوهر خود را بروز دهند.
آمارها و روندهاى دراز مدت براى لس سانتوس، نوجوان آنگولايى اى که توان خود را در اردوى ليگ حرفه اى بسکتبال آفريقاى جنوبى به نمايش گذاشته بود مفهومى نداشت. در قاره اى که کفش کتانى و توپ از تجملات به حساب مى آيند، لس سانتوس از بازى کردن در يک ليگ، تحت نظر مربى و روى زمين هاى فرش شده در شهر لواندا (68)، پايتخت جنگ زده احساس خوشبختى مى کند. همانند ميليون ها نوجوان در سرتاسر جهان، او استعداد خود را بليطى با شانس کم براى رسيدن از فقر به ثروت در آمريکا مى بيند.
لبخند زنان، لس سانتوس گفت، "مى خواهم به کالج بروم. بعد، ثروت و شهرت مى خواهم."
ديويد گلدينر خبرنگار و نويسنده نيويورک دِيلى نيوز (69) است.
از زمان هاى مهاجرنشينی
ورزش هاى گروهى يکى از نشانه هاى زندگى مهاجرنشينى آمريکاى شمالى بودند. بازى هايى که جاى خود را به بيس بال و فوتبال مدرن داده اند بين مهاجرنشين ها در اوائل صده 18، يعنى دهه ها قبل از اعلاميه استقلال 1776 آمريکا، از محبوبيت فراوان برخوردار بودند. تا اواسط قرن 19، قوانينى که امروزه در اين بازى ها حکمفرما است شکل گرفته بود.
اندکى بعد، فوتبال آمريکايى و بسکتبال پديد آمدند.
به نظر مى رسد که فوتبال آمريکايى ريشه در بازى هاى يونان باستان و انگلستان قرون وسطى داشته باشد. بسيارى از مورخين آمريکايى منشاء دقيق آن را بازى اى مى دانند که بين تيم هاى 25 نفره دانشگاه هاى راتگرز (70) و پرينستون (71) در ايالت نيوجرسى (72) در سال 1869 بازى مى شده. مقامات فوتبال بسيارى از جنبه هاى خشن تر اين بازى را بنا به اصرار رئيس جمهور تئودور روزولت (73) (1901 تا 1909) حذف نمودند و اندازه تيم هايش در طول سال ها به اندازه استاندارد 11 نفرى امروز رسيده است.
بسکتبال يک بازى منحصرا آمريکايى است. در سال 1891، جيمس ناى اسميت (74)، معلم ورزش مدرسه اى که امروزه در شهر اسپرينگفيلد (75) ايالت ماساچوست (76) کالج اسپرينگفيلد (77) نام دارد، از مدير خود دستور گرفت تا بازى اى اختراع کند که بتوان در طول ماه هاى سرد زمستان آن را در داخل سالن بازى کرد. ناى اسميت دو سبد که از آنها براى حمل هلو استفاده مى شد را به بالکن هاى دو طرف سالن ورزش مدرسه با ميخ نصب کرد. به دو تيم نه نفره هم يک توپ فوتبال داد و به آنها گفت که هدف پرتاب توپ به داخل سبدى است که تيم مقابل از آن دفاع مى کند. او نام بازى را بسکت بال (78) گذاشت که شکل مدرن آن تقريبا در تمام کشورهاى جهان بازى مى شود.
هاکى روى يخ در اواخر قرن 19 از کشور کانادا آمد. فوتبال هميشه بازى مى شد – و همينطور لاکراس (79)، بازى اى که از سرخ پوستان آمريکايى به ارث برده شده بود – اما در مقياس کوچک ترى از سه ورزش بزرگ گروهى بيس بال، بسکتبال، و فوتبال آمريکايی. اما در سال هاى اخير، محبوبيت بازى فوتبال به شدت رشد کرده است. چيزى در حدود 3.9 ميليون دختر و پسر، اغلب در ليگ هاى حومه اى اى که بازيکنان در سطح جهانى متعددى به وجود آورده، مشغول بازى فوتبال هستند. لاکراس هم که زمانى عمدتا در ايالت هاى سواحل شمال شرقى ايالات متحده بازى مى شد، در سطح کشور همه گير شده است.
رقابت هاى انفرادى رشد ورزش هاى گروهى را همراهى کردند. رقابت هاى تيراندازى و ماهى گيرى و همينطور مشت زنی، دو، و اسب دوانى جزئى از تجربه مهاجرنشينى بودند. گلف و تنيس در قرن 19 پديد آمدند. دهه هاى اخير آغازگر فعاليت ها و رقابت هاى چالش انگيز متنوعى بوده همچون تخته بادبانى سوارى (80)، دوچرخه سوارى کوهستانى (81)، و کوه نوردى تفريحى (82) که اينها جمعا "ورزش هاى نهايت" (83) ناميده مى شوند.
سرزمين خدا و من، 1954 (84)
"هر کسى که مى خواهد آمريکا را بشناسد بهتر است بيس بال، و قوائد و واقعيت هاى آن را بياموزد – و بهتر آن است که با تماشاى چند بازى تيم هاى دبيرستانى و يا شهرهاى کوچک شروع کند."
از نويسنده، آموزگار، و مورخ، ژاک بارزون (85)
1. David Goldiner 2. Johannesburg 3. Michel Los Santos 4. Kenechukwu Obi 5. Cheikh Ahmadou Bemba Fall 6. St. Louis 7. National Basketball Association (NBA) 8. Dikembe Mutombo 9. New York Knicks 10. Sahara Desert 11. Jaromir Jagr 12. Washington Capitals 13. Sammy Sosa 14. Ichiro Suzuki 15. Chan Ho Park 16. Pacific Rim 17. Yao Ming 18. Dirk Nowitzki 19. Nene Hilario 20. Vlade Divac 21. Sacramento Kings 22. Mal Whitfield 23. Sports America program 24. U.S. Information Agency 25. Kip Keino 26. John Akii-Bua 27. Ron Davis 28. Michael Jordan 29. Chicago Bulls 30. Bob Kravitz 31. Indianapolis Star 32. Michael Jackson 33. Madonna 34. Eddie Murphy 35. Richard Gere 36. Maybyner (Nene) Hilario 37. Sao Carlos 38. Denver Nuggets 39. Mwadi Mabika 40. Kinshasa 41. Los Angeles Sparks 42. Vrsac 43. Darko Milicic 44. NATO 45. Kosovo 46. National Football League (NFL) 47. Morten Anderson 48. Gary Anderson 49. Olindo Mare 50. Adewale Ogunleye 51. Miami Dolphins 52. Antonio Rodriguez 53. Houston 54. Vyacheslav Fetisov 55. Detroit Red Wings 56. Stanley Cup 57. Pavel Bure 58. Sergei Zubov 59. National Hockey League (NHL) 60. Fernando Valenzuela 61. Juan Marichal 62. Pedro Martinez 63. San Pedro de Macoris 64. Santo Domingo 65. Mark McGwire 66. Homerun 67. Fidel Castro 68. Luanda 69. New York Daily News 70. Rutgers 71. Princeton 72. New Jersey 73. Theodore Roosevelt 74. James Naismith 75. Springfield 76. Massachusetts 77. Springfield College 78. Basket Ball 79. Lacrosse 80. sail boarding 81. mountain biking 82. sport climbing 83. extreme sports 84. God's Country and Mine 85. Jacques Barzun
|